تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
از مادر او است و اگر فقط يك زن قرشى بود برترين زن قريش بود تا چه رسد به اينكه دختر رسول خدا ( ص ) است ، بعلاوه فاطمه را ديندارى است و سابقهء ايمان و كردار ستوده ، بنابراين مادرت برتر از مادر او است . اما دربارهء پدرت ، پدرت پدرش را براى داورى و فيصله به درگاه خدا برد و خدا به نفع پدرش و عليه پدرت حكم صادر كرد . حسين گفت : همين نادانى تو برايت كافى است كه زندگانى زود گذر دنيا را بر سراى جاويدان ترجيح مىدهى ! معاويه به حرفش چنين ادامه داد : اين كه گفتى تو شخصا از يزيد بهترى به خدا يزيد براى امت محمد مفيدتر از تو است . حسين گفت : اين حرفت ، همان بهتان و ناروا گوئى است . يزيد عرقخور هوسباز هرزگى جوى از من بهتر است ؟ ! معاويه گفت : آهسته ! دست از دشنام به پسر عمويت بردار . چون اگر پيش او از تو بد بگويند به تو بد نخواهد گفت . سپس رو به مردم كرده گفت : مردم ! مىدانيد كه پيامبر خدا ( ص ) بدون تعيين جانشين در گذشت ، و مسلمانان مصلحت چنين ديدند كه ابوبكر را به خلافت بردارند و بيعتى كه با وى شد بيعت هدايت ( و مطابق موازين دين ) بود ، و او به قرآن و سنت پيامبر ( ص ) عمل كرد ، و وقتى اجلش فرار رسيد عمر را به جانشينى تعيين كرد و او نيز به كتاب خدا و سنت پيامبرش عمل كرد و چون مرگش نزديك شد تصميم گرفت تعيين خليفه را به شوراى شش نفره كه از ميان مسلمانان انتخاب كرد واگذارد . بنابراين ، ابو بكر به طرزى عمل كرد كه پيامبر خدا نكرده بود و عمر به طرزى عمل كرد كه ابو بكر نكرده بود ، و هر يك نظر به مصلحت مسلمانان چنان كردند . به همين جهت من مصلحت چنين ديدم كه چون سابقا اختلاف و كشمكشهائى در اين خصوص بروز كرد براى يزيد بيعت بگيرم . ( 1 )
هامش
( 1 ) الامامة و السياسة 1 / 149 - 155 تاريخ طبرى 6 / 170 عبارتى كه آمد از ابن قتيبه است .