تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
پشتىيى را كه در سمت راست تختش بود مرتب ساخت براى او . حسين وارد شده سلام كرد . معاويه اشاره كرد تا در سمت راستش بنشست سپس با او احوالپرسى كرد و از حال برادرزاده هايش - فرزندان حسن - پرسيد و از سن و سالشان . حسين جواب داد و خاموش گشت . آنگاه معاويه شروع بسخن كرده گفت : خداى را سپاس كه نعمتبخش است و بلاآور . و گواهى مىدهم كه خدائى جز خداى يگانه نيست خدائى كه بسى برتر از گفته و پندار ملحدان است ، و محمد بندهء خاص اوست كه براى آدميان و پريان همگى مبعوث گشته تا با قرآنى پند و بيمشان دهد كه حقائق آينده و پيشين ابطالش نمىنمايد و فرود آمده از آستان حكيم ستوده است . و رسالت الهى را ادا فرمود و كارش را بانجام رسانيد و در راهش هر آزار و اذيتى ديد شكيبائى ورزيد تا دين خدا روشن گشت و دوستانش به عزت و قدرت رسيدند و مشركان ريشه كن گشتند و دين و نهضت الهى علىرغم مشركان چيره گشت . آنگاه حضرتش صلوات اللَّه عليه در گذشت در حالى كه از مال دنيا جز همان اندكى كه سهمش بود برجاى ننهاد و چون خدا را برگزيده و دل از دنيا بركنده بود آنچه را از مال دنيا بچنگ آورده بود رها كرده بود و نيز از سربلند نظرى و قدرتى كه در شكيبائى و خويشتندارى داشت و نيز به خاطر اين كه در پى سراى جاويدان و ثواب پايدار و ابدش بود . اين وصف پيامبر ( ص ) است . پس از وى دو مرد خويشتن پاى بر سر كار آمدند . و سه ديگر مردى مشكوك ، و حوادثى به وقوع پيوست كه ما به چشم خود نديده و بدرستى نشنيده‌ايم و من از آنها بيش از شما چيزى نمىدانم . راجع به كار يزيد قبلا به اطلاعتان رسيده است . خدا مىداند كه با اين كار مىخواهم در به روى اختلاف ميان مردم ببندم و با ولايتعهدى يزيد وحدت جامعه را برقرار نگهدارم . در مورد كار يزيد منظورى جز اين ندارم . شما دو نفر هم از فضيلت خويشاوندى ( با پيامبر ص ) و دانشمندى و مردانگى بر خورداريد . و اين خصال را من طى گفتگوها و تجربه هائى كه با يزيد داشته‌ام در او يافته‌ام و بقدرى كه نظيرش را در شما دو نفر و نه ديگران يافته‌ام ، تازه او سنت شناس هم هست و قرآندان و چنان بردبارىيى دارد كه سنگ را نرم مىگرداند . شما مىدانيد كه پيامبر ( ص ) - كه معصوم بود و كارش درست و صواب - در نبرد « سلاسل » مردى را بر ابوبكر صديق و عمر فاروق و ديگر اصحاب