تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
بنابر اين به پدرت كه پدر ما است افتخار جوى ، زيرا پسر حرب ( يعنى ابو سفيان ) در ميان قوم و قبيله اش مقامى مهم دارد اين كه جماعتى ( يعنى بنى هاشم ) را به همدوشى برگزينى كه با ايشان تناسبى و مناسبتى نداشته باشى ننگى نابخشودنى است بنابر اين از آنان دورى نما ، زيرا خدا تو را از ايشان دور گردانيده و از هر فضيلتى كه مايه برترى ايشان است . چون نامه اش به « زياد » رسيد براى مردم چنين نطق كرد : از پسر زن جگر خوار ، و سردستهء منافقان شگفت است كه مرا از تصميمات خويش مىترساند در حالى كه ميان من و او پسر عموى رسول خدا ( ص ) در ميان مهاجران و انصار وجود دارد . به خدا اگر او به من اجازه بفرمايد كه به جنگ وى بروم ، ضربات شمشيرم را به مردم نشان خواهم داد . گفته اش به اطلاع على - رضى اللَّه عنه - رسيده به زياد نوشت : پس از سپاس پروردگار و ستايش پيامبر ( ص ) ، من ترا به آن كار دولتى گماشته‌ام و هنوز هم اختيار آن كار با من است . ابو سفيان با تصورات بىپايه و ناروا و دروغگوئى حرفى پرانده است كه حرفش مايهء ميراث برى يا انتساب خويشاوندى نمىتواند شد - يا بعبارتى ديگر : تو به استناد آن سخن نمىتوانى ادعاى نسبت خويشاوندى يا ميراث كنى - و معاويه ( مثل شيطان ) از پيش روى انسان و پشت سرش و از چپ و راستش رخنه و نفوذ مىنمايد بنابر اين از او بر حذر باش بر حذر باش ! و السلام . ابوبكرة ، برادر زياد - برادر او از مادرش سميه - وقتى شنيد معاويه ، زياد را برادر خويش خوانده و او به اين انتساب رضايت داده خشمگين گشت و سوگند خورد كه هرگز با او سخن نگويد و گفت : « قبول آن به معنى تصديق زناكارى مادرش مىباشد و ترك نسبت پدريش . به خدا قسم هرگز تصور نمىكنم كه سميه ابوسفيان را ديده باشد . واى بر او ! با ام حبيبه - همسر پيامبر ( ص ) ( دختر ابوسفيان ) چه خواهد كرد ؟ آيا مىخواهد به عنوان اينكه با او خويشاوند و محرم است او را ببيند ؟ اگر ام حبيبه از او رو بگيرد آبروى او خواهد رفت و اگر ام حبيبه را ببيند
الغدير ( فارسي ) — صفحة 34 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)