تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
چنين است : در حقيقت از اينهنگام معاويه خليفه گشته است و پس از آن خليفه اى بر حق و امام راستين بوده است . چطور ؟ ترمذى از قول عبد الرحمن بن ابى عميرهء صحابى از پيامبر ( ص ) اين حديث را ثبت كرده و « نيكو » شمرده است : خدايا ! او ( يعنى معاويه ) را هدايتگر و هدايت شده گردان . و احمد حنبل در مسندش اين حديث را از قول عرباض بن ساريه ثبت كرده است كه از پيامبر خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : خدايا ! به معاويه علم قرآن و حساب بياموز و او را از عذاب مصون دار . و ابن ابى شيبه در كتاب « المصنف » و طبرانى در كتاب « الكبير » از عبد الملك بن عمر چنين ثبت كرده‌اند كه معاويه گفت : از وقتى پيامبر خدا ( ص ) به من فرمود : اى معاويه ! اگر پادشاه شدى نيكرفتارى كن ، طمع به خلافت بسته داشتم . بنابراين دعاى پيامبر ( ص ) را كه در حديث اول آمده كه خدا او را هدايتگر و هدايت شده گرداند مورد تأمل قرار دهيد ، حديثى را كه « نيكو » است و از جملهء آنچه دليل بر فضيلت معاويه گرفته مىشود ، خواهيد دانست كه معاويه را نمىتوان به خاطر جنگهايش نكوهش كرد ، زيرا از روى اجتهاد خويش به آنها پرداخته است و به خاطر پرداختنش به آنها يك اجر و پاداش مىبرد چون مجتهد اگر خطا كند قابل ملامت نخواهد بود و معذور مىباشد و يك اجر مىبرد . ديگر از آنچه دليل فضيلت معاويه به شمار مىآيد دعائى است كه در حديث دوم آمده كه آن چيزها را آموخته و از عذاب مصون خواهد بود . شك نيست كه دعاى پيامبر ( ص ) مستجاب است . بنابراين از روى آن دعا و استجابتش معلوم مىشود كه معاويه به خاطر كارها و جنگهايش نه تنها كيفر نخواهد ديد ، بلكه اجرى هم برده است اجرى كه متعلق به مجتهد خطا كار است . همچنين مىدانيم پيامبر ( ص ) دار و دستهء معاويه را مسلمان خوانده و آن را با دار و دستهء حسن ( مجتبى عليه السلام ) از لحاظ مسلمان بودن برابر نهاده و اين دليل بر آن است كه هر دو دسته مسلمانند و از حرمت و حقوق مسلمانى برخوردار ، و بر اثر آن جنگها از حال مسلمانى بدر نشده‌اند و هر دو بيكسان از اسلام بهره مندند و دچار زشتكارى و عيب و نقصى نگشته‌اند ، زيرا هر يك از طرفين اجتهاد و استنباطى خاص داشته كه بطلانش قطعى و مسلم نبوده است . دار و دستهء معاويه گرچه تجاوز كار مسلم داخلى بوده ، اما تجاوزكاريش نوعى زشتكارى نبوده