تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
خالى از جنايت و كثافتكارى نيست و بى آنكه خون پاك بيگناهى ريخته باشد يا تهديدى نسبت به مؤمنان پاكدامن شده باشد يا رجال عاليمقام خدا پرست تبعيد شده و تنى چند مهاجران و انصار به قتل رسيده باشند نگذشته است ، زندگانىيى كه با مخالفت با امام وقت و تجاوز مسلحانه عليه وى و نقض احكام الهى و تغيير سنت پيامبر ( ص ) و جنگهاى ضد انسانى و لشكركشىهاى ضد مسلمانى همراه و آميخته بوده است . 2 - ديگر از اين جهت كه اين فضائل تعبيه شده با احاديث صحيحى كه دربارهء معاويه از رسول خدا ( ص ) و امير المؤمنين على ( ع ) و جمعى از اصحاب عادل و نيكرو رسيده ناسازگار است و به هيچ وجه جور نمىآيد . در همين جلد بخشى از آن احاديث را كه بر هشتاد بالغ مىگشت آورديم . از روى آن مسلم است كه معاويه معجونى از گناهكارى و جنايت و تباهى بوده و بنيانگزار رسالت ( ص ) و پيروانش چون خلفاى راشدين و اصحاب پيشاهنگ و مجتهدان راستينى كه در استنباط خويش خطا هم نكرده‌اند او را بشدت نكوهش نموده و دشمن داشته‌اند . 3 - ديديم پيامبر گرامى چنان كه در حديث صحيح و ثابتى آمده ماسك از قيافهء ديكتاتور شام بردريده و فرمان داده كه با او بجنگند و دشمنش باشند و همدستان و سپاهيانش را دار و دستهء تجاوزكاران مسلح داخلى و منحرفان از اسلام خوانده است و به جانشينش امير المؤمنين على ( ع ) وصيت كرده كه با او بجنگد و بساطش را بروبد و بر او بند نهد . همچنين پيشگوئى فرموده كه در آينده با او بيعت خواهد شد ، لكن چون پس از خليفهء نخستين و مستقر با او بيعت مىشود واجب القتل خواهد بود و خون مردان عاليقدر و پاكدامنى چون حجر بن عدى و عمرو بن حمق و يارانشان و جمع كثيرى از مجاهدان بدر و بيعت كنندگان رضوان - رضوان اللَّه عليهم - را خواهد ريخت و مسؤول قتلشان خواهد بود . با اين حال مگر معقول است كه حضرتش معاويه را داراى فضيلت و قابل تمجيد بداند يا موجودى نيكوكار و نيكرفتار ؟ ! يا از او تعريف و تمجيد نمايد و با اين تناقضگوئى مسلمانان را دربارهء معاويه به گمراهى دچار سازد ؟ ! حقيقت اين است كه پيامبر گرامى ( ص ) لب به چنين سخنانى كه به حضرتش بسته و نسبت داده‌اند نگشوده است و آن جماعت اين حرفها