تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
شمشير كشيده‌اند بعيد و عجيب نيست ، زيرا چنان كه در حديث آمده هر كه از كارى خشنود باشد مثل انجام دهندهء آن كار است و اينها كه چنين سخنى مىنويسند از كار آنها كه به روى على و حسن و حسين شمشير كشيده‌اند خشنودند . عجيب اينجاست كه جماعت موسوم به اهل سنت همداستانند بر اين كه معاويه تجاوز كار داخلى بوده است و حق با على . با اين وصف چگونه چنين حرفى دربارهء سرانجام على و سرانجام كار حسن - نوادهء پيامبر ( ص ) - مىزنند ! همين آدمهائى كه جنگيدن على را با تجاوز كاران داخلى محكوم مىكنند كسى را كه بدعت لعنت فرستادن بر على را از فراز منابر گذاشته تحسين مىنمايند ، بدعتى كه از همان وقت تا دورهء عمر بن عبد العزيز - كه در رديف خلفاى راشدين قرار دارد - ادامه داشته است با اين كه دشنام دادن به على از فراز منابر و رسم كردن آن از همهء گناهان سهمگينتر است و در مسند ام سلمه - رضى اللَّه عنها - آمده كه گفت : آيا در جامعهء شما به رسول خدا ( ص ) دشنام ميدهند ؟ ! جوابداده شد كه نه ، پناه بر خدا ! گفت : من از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه فرمود : هر كه على را دشنام دهد مرا دشنام داده باشد . » ( 1 ) از شرح احوال اين مجتهد نادان متوجه خواهيد شد كه مقدار علمش چيست و از اجتهاد و استنباط احكام خدا چه كم بهره است و تهيدست ، و نه تنها از فهم قرآن و سنتشناسى و دريافت ادلهء اجتهادى عاجز بوده ، بلكه به هيچ كار مفيدى در اين زمينه توفيق نيافته است . البته معاويه تنها كسى نيست كه از دينشناسى و فقه و اجتهاد تهيدست مانده و جاهل و بيدانش بوده ، بلكه در اين زمينه نظائر و امثالى دارد و كسان ديگرى هم هستند كه چون وى آراء انحرافى و بيگانه از دين داشته و اجتهادات احمقانه و بيرويه اى مرتكب گشته‌اند و آن جماعت بدعتهاى آنها را تصحيح و توجيه نموده و آراء بيگانه از قرآن و سنتشان را به بهانهء اين كه آراء اجتهادى است صحيح شمرده‌اند و همهء جناياتشان را به دليل مجتهد بودنشان از قلم انداخته‌اند . در گذرگاههاى « غدير » جمعى از اين مجتهدان را شناختيم . مقام و منزلت اين مجتهد را كه « خليفهء بر حق و امام راستين » است وقتى
هامش
( 1 ) ص 365 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 260 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)