بهتر خواهيم شناخت كه به خاطر آوريم پيامبر خدا ( ص ) او و پدر و برادرش را لعنت فرستاده است و امير المؤمنين على ( ع ) در دعاى دست به هنگام نماز بر او لعنت فرستاده و ام المؤمنين عائشه در تعقيبات نمازش نفرينش كرده است ، و امام على بن ابيطالب ( ع ) و فرزند والاگهرش امام مجتبى ( ع ) و خدا پرست صالح محمد بن ابى بكر به لعنت ننگ آور پيامبر ( ص ) بر معاويه اشاره كردهاند ، و ابن عباس و عمارياسر نيز به او لعنت فرستادهاند .
همچنين به خاطر آوريم كه پيامبر ( ص ) چون آوازش را شنيد و اطلاع دادند كه معاويه و عمرو بن عاص آواز مىخوانند فرمود : خدايا ! آنها را به فتنه درانداز .
خدايا ! آنها را به آتش در آور .
و چون او را با عمرو بن عاص نشسته ديد فرمود : هرگاه ديديد معاويه و عمرو بن عاص باهمند متفرقشان كنيد ، زيرا آن دو به قصد خير متحد نمىشوند .
و فرمود : هر گاه معاويه را بر منبرم ديديد بكشيدش - اين حديث با حديث صحيح و ثابت زير مستحكم و مؤيد گشته است ، با اين حديث :
هرگاه براى دو خليفه بيعت گرفته شد نفر آخرى را بكشيد - و در حديث صحيح ديگرى چنين آمده : . . . اگر كسى آمده با او ( يعنى اولين خليفه اى كه بيعت شده است ) به كشمكش برخاست گردن اين يك را بزنيد .
و فرمود : از اين دره مردى سر بر خواهد آورد كه در حالى كه رويه اى غير از سنتم دارد مىميرد . و معاويه سر در آورد . ( 1 )
همچنين فرمايشات امير المؤمنين على ( ع ) را به ياد آوريم :
به او فرمود : تو و دوستدارانت - كه دوستان شيطان مطرودند - از دير گاه دين حق اسلام را افسانههاى قديميان خواندهايد و آن را پس پشت افكندهايد و در صدد خاموش كردن مشعل الهى برآمدهايد با دستتان و با دهانتان ( يعنى تبليغاتتان ) و خدا نور خويش به كمال و تمام رسانيده است گرچه كافران نخواهند و خوش ندارند .
و « تو مرا به حكم قرآن خواندى و من مىدانستم كه تو اهل قرآن نيستى
هامش
( 1 ) كتاب صفين 247 ،