را جعل كرده و بسان بهتانى به ساحت مقدس رسول خدا ( ص ) چسباندهاند .
4 - حافظان حديث و علماى بزرگ سنتدان گفتهاند كه هيچ روايت صحيحى در تمجيد معاويه وجود ندارد . اندكى بعد ، متن گفته هاشان را خواهيد ديد .
5 - بررسى سند و متن رواياتى كه ابن حجر آورده و مورد استناد قرار داده و نتيجه گرفته است كه معاويه خليفه اى بر حق و امام راستين بوده است !
روايت اول
ترمذى از قول عبد الرحمن بن ابى عميره حديثى منسوب به پيامبر ( ص ) ثبت كرده است كه مىفرمايد : خدايا ! او ( يعنى معاويه ) را هدايتگر و هدايت شده گردان و بوسيله اش ديگران را هدايت كن ( 1 ) . سپس آن را حديثى « نيكو » شمرده است .
اين كه ابن ابى عميره ، صحابى باشد جاى شك و ترديد است ، بنابراين حديثش نمىتواند « صحيح » بشمار آيد . بعلاوه ، اين روايتش هم « ثابت » نگشته است . ابو عمر در « استيعاب » پس از ذكر روايت بدين عبارت : « خدايا ! او را هدايتگر و هدايت شده گردان و او را هدايت كن و وسيلهء هدايت ساز » مىگويد :
عبد الرحمن ، روايتش مشوش است و صحابى بودنش ثابت و مسلم نيست و او شامى است . برخى روايات اين روايت را به پيامبر ( ص ) منسوب نمىگردانند و سندش از عبد الرحمن بالاتر نمىرود و انتسابش را به پيامبر ( ص ) صحيح نمىدانند .
و مىگويد : رواياتش ثابت نيست و صحابى بودنش به صحت نپيوسته است .
رجال سند روايت همگى شامىاند و عبارتند از : 1 - ابو سهر دمشقى 2 - سعيد بن عبد العزيز دمشقى 3 - ربيعة بن يزيد دمشقى 4 - ابن ابى عميرهء دمشقى . تنها كسى كه آن را روايت كرده ابن ابى عميره است و هيچكس جز او نقلش نكرده ، به همين سبب « ترمذى » پس از اين كه آن را « نيكو » مىشمارد مىگويد :
ناآشنا است ، لكن ابن حجر چون مىخواسته مطلب نادرست و باطلى را ثابت كند اظهار نظر « ترمذى » را تحريف كرده و فقط گفته : ترمذى آن روايت را « نيكو » شمرده است ! روايتى كه فقط يكنفر نقلش كرده و آن هم مردى شامى و شامىيى ديگر
هامش
( 1 ) حديث در جامع ترمذى 13 / 229 بدين عبارت آمده است .