تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
گرفتارش شدم . ( 1 ) متاسفانه اين مرد سفارش پيامبر ( ص ) را از ياد برد و نه در دورهء استاندارى به آن عمل كرد و نه در دورهء سلطنت ، يا از ياد نبرد و اعتنائى به آن نكرد و عدالت و تقوى را يكسره ترك گفت و به مقتضاى تبهكارى و گناهورزى و ستمكارى رفتار نمود . ضرورتى نمىبينيم كه درباره سياههء آن جنايات و تجاوزات را در اينجا بياوريم چون به پاره اى از آن دو دورهء « غدير » اشارت رفته است و خوانندهء گرامى مىتواند به آنها مراجعه نمايد . كاش روزى كه پا از يارى عثمان به دامن كشيد و گذاشت به كشتن رود يادى از اين سفارش كرده بود يا آن روز كه كمر به جنگ امام زمانش امير المؤمنين على ( ع ) بست و عليه خلافت عظمى و ولايت گرانقدرش دسيسه و توطئه مىنمود و آنگاه كه اصحاب عادل و راسترو را مىكشت و تبعيد مىكرد و رجال صالح و پاكدامن امت را با همهء توانائى و امكاناتش مورد تعقيب و آزار و تهديد و كشتن و بستن قرار مىداد و آنان را بىمحاكمه و به مجرد وارد آمدن اتهام مىكشت و مىزد و زندانى مىكرد . آيا اين كارهايش از عدالت و تقوا بود ؟ ! يا خريد و فروش شراب و ميگسارى و رباخواريش از راه عدل و پرهيزگارى بود ؟ ! يا اين كه « زياد » را بر خلاف سنت و دستور پيامبر ( ص ) منسوب به ابى سفيان كرد و يزيد را جانشين خويش ساخت ، يزيدى را كه خوب مىشناسيمش و پدرش او را بهتر از هر كس مىشناخت ؟ ! شايد بارزترين نمونه‌هاى عدل و تقوايش اين باشد كه امام پاك و منزه و مولاى متقيان را يكريز دشنام مىداد و بر سر منبر ناسزا مىگفت و در دعاى دست بر او لعنت مىفرستاد و به مردم و استاندارانش فرمان داد تا در همهء شهرهاى بزرگ و مراكز استانها به او دشنام دهند و لعنت فرستند و بدعت شرم آورش تا آخر دورهء امويان بر جاى ماند و از او بيادگار و بميراث ؟ ! نمىدانم اگر پيامبر اكرم به او اين سفارش را نكرده بود چه كارى ممكن بود بر خلاف عدل و تقوى بكند كه نكرده است ؟ ! يا اگر - نعوذ باللَّه - پيامبر اكرم سفارشى بر خلاف آن به او كرده بود چه كارهائى بدتر و تبهكارانه تر از آنچه كرده است
هامش
( 1 ) مسند 4 / 101 .