تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
همگى از شهرنشين و دهاتى و باسواد و بيسواد به آن عمل كرده‌اند و - العياذ باللَّه - در حالى كه سنت پدرش را زيرپا گذاشته بوده از دنيا رفته باشد . ديگر اينكه آن حديث صحيح نباشد با اينكه حديثدانان شيعه و سنى روايت و ثبتش كرده و امت اسلام قبول نموده و درستش دانسته است . آخرين احتمال اينكه فاطمه زهراء خلافت ابو بكر را به رسميت نمىشناخته و او را لايق آن نمىدانسته است و با مولاى متقيان امير المؤمنين على ( ع ) همرأى و همعقيده بوده است . آيا مسلمان مىتواند احتمال اول را وارد بداند و بگويد دختر گرامى و باوفا و داناى پيامبر ( ص ) كه همسر كسى بوده كه قرآن « خود » پيامبر امينش خوانده و وصى و جانشين تعيينى وى بوده است كارى انجام داده بر خلاف عقل و منطق و رضاى خدا و پيامبرش ؟ ! نه ، هيچ مسلمانى چنين حرفى نمىتواند بزند يا چنين احتمالى را وارد بداند . احتمال دوم هم وارد نيست ، زيرا پس از اين كه حديث مذكور به صحت پيوسته و حديثشناسان شرايط صحت را در آن روايات جمع ديده‌اند و سر تسليم در برابرش فرود آورده‌اند و امت آن را پذيرفته است هيچ نادانى احتمال نادرست بودن آن حديث را نمىدهد . بنابراين احتمالى جز سومى باقى نمىماند و يگانه حقيقت اين است كه خلافت ابو بكر را صديقهء طاهره برسميت نمىشناخته و او را خليفه و امام نمىدانسته و در حالى از دنيا رفته كه از آن خلافت و خليفه بيزار بوده و امير المؤمنين على ( ع ) نيز به همين سبب با او بيعت ننموده و نه همسرش را به بيعت با او خوانده در حالى كه مىدانسته هر كس امام زمانش را نشناخته بميرد و بيعتى بر عهده اش نباشد به حال جاهليت مرده است . بنابراين ، از خلافتى چنين بايد بيزار بود و سر به فرمان متصديش فرود نياورد . 8 - ابو اميه - عمرو بن يحيى بن سعيد از قول جدش مىگويد : معاويه از پى ابو هريره به دنبال رسول خدا ( ص ) روان گشت و ابو هريره از او به پيامبر ( ص ) شكايت كرد . آنگاه پيامبر خدا ( ص ) در موقع وضو گرفتن يك يا دو بار سر برداشته خطاب به معاويه گفت : اى معاويه ! اگر عهده دار كارى ( از كارهاى حكومتى ) گشتى از خداى عز و جل بترس و عادل باش . معاويه مىگويد : من بر اساس فرمايش رسول خدا ( ص ) پيوسته مىانديشيدم كه گرفتار تصدى كارى شوم تا آنكه