تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
پندارى خود دانشمندى متبحر و فقيهى سترگ است غافل از اين كه محققان هوشيار و خلق بيدار سخنى را كه عبادة بن صامت به وى گفته است به خاطر سپرده‌اند ، اين سخن را كه « مادرت هنده داناتر از تو است ! » ( 1 ) اين معاويه است و اين مقدار علم و حديثدانىاش !

اجماع

دانستيم كه يكى از مدارك و منابع استنباط احكام شرعى ، اجماع است . شايد معتدلترين تعريف اجماع همان باشد كه آمدى در كتاب « الاحكام » كرده آنجا كه گويد : « اجماع عبارت است از اتفاق يافتن همهء صاحبنظران ( يعنى اهل حل و عقد ) امت محمد در يك عصر بر سر حكم حادثه اى » . ( 2 ) اينك بيائيم نگاهى به معاويه افكنيم و به گفته‌ها و ادعاها و اظهار عقيده‌ها و كارها و جرائم و فقه و اجتهادش تا ببينيم ذره‌اى از آن با اجماع علماى عصرش سازگار بوده است يا نه ؟ آن فقيهان و صاحبنظران و اهل حل و عقد در مسائل فقهى و دينى كه بوده‌اند و كجا با بدعتها و هرزگىهاى معاويه همداستان گشته‌اند ؟ و كداميك از ايشان ناظر و مراقب كارهاى بيراه او بوده است ؟ و مگر اصحاب پيشاهنگ و تابعان نيكروشان در مدينه نبوده‌اند و از مدينه به شهرستانهائى جز شام نرفته دور از معاويه اقامت نگزيده‌اند و مگر جملگى از پسر هندهء جگرخوار و آرائش بيزارى نجسته‌اند و مگر او با گفتار و كردار بر ضدشان عمل نمىكرده و بايشان بد و بيراه نمىگفته است ؟ ! بله ، تنى چند فرومايه شامى بوده‌اند كه براى بر آوردن مطامع و شهوات خويش با او موافقت مىنموده و همداستان گشته‌اند و اجتهادى كه يكى از مدارك و منابعش موافقت چنين عناصرى باشد چه ارزش و اعتبارى تواند داشت ؟ !

قياس

به نظر پيشوايان اهل سنت و جماعت ، قياسى معتبر است كه نصى بر مناط آن
هامش
( 1 ) تاريخ ابن عساكر 7 / 210 . ( 2 ) . 1 / 280 .