حسن مجتبى نوادهء پيامبر ( ص ) را مسموم مىكند و به قتل مىرساند نمىتوان دست كم گرفت ، تبهكار گستاخى را كه پس از تبهكارى و قتل امام و ذريهء پيامبر ( ص ) فرياد شادى برمىآورد و آن را پيروزىيى بزرگ مىشمارد . اين تبهكار خون آشام را به استناد احاديثى كه خود روايت كرده به شدت مؤاخذه و محكوم خواهند ساخت .
7 - ابو صالح از معاويه نقل مىكند كه از زبان پيامبر ( ص ) مىگويد : هر كه بدون امام بميرد به حال جاهليت مرده است . ( 1 )
از طرفداران و دوستداران معاويه مىپرسيم خود معاويه به چه حالى مرده و چگونه مرگى داشته است و بهنگام مرگ ، امامش كه بوده و بيعت كدامين امام بر عهده اش بوده است ؟ ! مگر در آن هنگام امامى واجب الاطاعه امامى كه به موجب نص و اجماع پيروى و بيعتش واجب باشد وجود داشته غير از امير المؤمنين على ( ع ) جز همان امامى كه معاويه به دشمنىاش برخاست و به جنگش كمر بست و خلافتش را قبول نكرد و براى سرنگونى امامت و خلافتش از هيچ تلاش و جنايتى خوددارى ننمود و به اين ترتيب پيوند مسلمانى از پيكر فرو نهاد و قيد اسلام از گردن برداشت ؟ ! همان امامى كه چون بشهادت رسيد معاويه اظهار خوشحالى كرد و در مصيبت شهادتش كه سوگوارى پيامبر اكرم ( ص ) و امت اسلام بود شادمانى نمود ، يا آن امامى كه در فاجعهء مسموميتش به دسيسهء معاويه فاطمهء زهراء به عزا نشست و معاويه در عزايش خنده و شادى كرد . آيا با امام و خليفه اى كه شايستگى و نص و اجماع رجال « حل و عقد » و باقيماندهء صاحبنظران جامعه به خلافتش نشاند بيعت كرد و قيد اطاعتش را به گردن گرفت يا بر سر حكومت و خلافت با او جنگيد و خيانت و دسيسه كرد و وقتى ديد در سپاهش تزلزل و سستى و نافرمانى پديد آمده و مىخواهند امام بر حق را گرفتار كرده و تحويل او دهند هر حيله اى كه به نظرش رسيد به كار بست و از رشوه و تطميع كار گرفت و از هر دسيسه و نيرنگ سياسى تا اساس خلافت حقه را بر انداخت و سلطنت خويش برقرار ساخت ؟ ! آيا در طول اين مدت هيچ يادى از اين روايتش كرد ؟ ! آيا فهميد كه آن سالهاى دراز را بدون اينكه بيعت امامى بر عهده اش باشد سپرى كرده است و براى مسلمان روا نيست كه دو شب را بدون اين كه بيعت امامى
هامش
( 1 ) مسند احمد حنبل 4 / 96 .