در آتش خواهد انداخت .
اين دو حديث كه معاويه روايت كرده حجتى به نفع او است يا عليه او ؟ ! حقيقت روشن است و غبارى بر آن نيست . ميدانيد كه چه كسى در اثناى نبردهاى صفين و پس از آن در هر فرصتى خونهاى بسيار ريخته و مؤمنانى بيشمار به قتل رسانده است و هر سنگى و شنى و هر درختى و بوته اى در صحرا و در كوهستان شاهد قتل عمد او است و بسا بيگناه كه به دستش و به فرمانش به خون كشيده است .
آيا اين قتلها و خونريزىها را قرآن تجويز كرده يا سنت يا اجماع مسلمانان يا قياس و رأى اجتهادى ؟ ! يا مگر معاويه چيزى از قرآن و سنت ميدانسته يا اجتهاد و استنباط احكام بلد بوده است ! تبهكار خون آشامى جاهل و دين نشناس بوده و تجاوز كارى مسلح كه در پى جاه و شهوت و مال دست به هر جنايتى مىآلود و دومين فردى كه در يك زمان بيعت شدهاند و به موجب آن احاديث صحيح - كه برخوانديم - بايد اعدام مىشد . كسى كه به حكم شريعت بايد اعدامش كرد چه احترام و حقى دارد ! او را چه رسد به خلافت تا به عنوان خليفه دست به كشتن اين و آن بزند و جنگها بر پا سازد و لشكر كشى كند ! مىدانيد چه كسانى را كشته و چه مقدساتى را بر باد داده است ؟ ! خون مجاهدان بدر و صدها تن از شركت - كنندگان بيعت شجره را ريخته است خون كسانى را كه قرآن مىگويد خدا از آنان خشنود گشت و آنان از خدا خشنود گشتند ، و در ميانشان كسانى بودهاند مثل عمار كه دار و دستهء تجاوزكاران مسلح داخلى - يعنى دار و دستهء معاويه - او را كشتهاند و خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين و ثابت بن عبيد انصارى و ابو هيثم مالك بن تيهان و ابو عمره بشر الانصارى و ابو فضالهء انصارى ، و همهء اينها از مجاهدان بدرند ، و در ميانشان حجر بن عدى « راهب اصحاب محمد ( ص ) » بوده است و مجاهد قهرمان مالك بن حارث اشتر نخعى ، و عابد صالح محمد بن ابى بكر . بالاتر از اين و سهمگينتر آن كه از شهادت امام مقدس و خليفهء برحقى كه امت بر خلافت و بيعتش همداستان بودهاند از شهادت مولاى ما امير المؤمنين على بن ابيطالب ( ع ) شادمان گشته و خبر قتلش را بشارتى شمرده و بانگ شادى بر آورده و آن مصيبت عظمى را از الطاف الهى دانسته است ! تبهكارى را كه با نيرنگ و توطئه ، امام
الغدير ( فارسي ) — صفحة 241
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٤١