را شراب خورد تازيانه بزنيد ، اگر تكرار كرد تازيانه بزنيدش ، اگر باز هم تكرار كرد تازيانه بزنيدش ، اگر براى چهارمين بار تكرار كرد بكشيدش . ( 1 )
در اينجا حيرانم و نمىدانم معاويه حتى يكروز هم كه شده در دورهء حكومت يا استاندارى يا پيش از آن بمفاد اين حديث عمل كرده يا آن را مثل ديگر احكام و دستورات زير پا گذاشته است ؟ ! اگر مطيع اين حكم صريح بود كاروانى با بار شراب به مقصدش روانه نمىشد و در خانه انبارش نمىكرد و فروشگاهى برايش نمىداشت و خريد و فروشش نمىكرد و نمىخوردش و در حال مستى در شعرى ثناى باده نمىگفت و عربده جويانه از آن تعريف نميكرد و به هيئتهاى اعزامى و سفيران تقديم نمىنمود و سگ تولهء شرابخوارش را جانشين خويش نمىساخت و وليعهدش در برابرش شراب نميخورد و حكم جزاى شرابخوار را تعطيل نمىكرد و شرابخواران را حد مىزد .
اين روايت معاويه هر چند سندى محكم و ممتاز دارد و محدثانى چون احمد حنبل و ترمذى و ابو داود ثبتش كردهاند باز مورد توجه فقيهان قرار نگرفته و هيچيك از ايشان به آن استناد و اعتماد ننمودهاند چون معاويه به تنهائى نقلش كرده و خود قابل اعتماد و موثق شمرده نمىشود . اين وضعش نسبت به حديثى كه خود از زبان پيامبر ( ص ) نقل كرده و همهء نقل كرده هايش چند تا بيش نيست . حال معلوم است كه نسبت به احاديث هنگفتى كه در نيافته و نشنيده و نياموخته و بخش اعظم سنت ، چه وضعى داشته است .
6 - ابو ادريس مىگويد : از معاويه - كه بسيار كم از رسول خدا ( ص ) حديث نقل مىكرد - شنيدم كه رسول خدا ( ص ) مىفرمود : هر گناهى را خدا ممكن است ببخشد جز اين كه انسان كافر بميرد يا مؤمنى را به عمد بقتل رساند . ( 2 )
چنان كه ديديم و در جلد يازدهم خواهد آمد معاويه در نامه اى به امير المؤمنين على ( ص ) مىنويسد : از پيامبر خدا ( ص ) شنيدم كه مىگفت : اگر اهالى صنعاء و عدن بر قتل مردى و يكتن از مسلمانان همداستان شوند خدا آنان را به روى
هامش
( 1 ) در جلد 4 / 93 ، 95 ، 96 ، 97 ، 101 ثبت كرده است .
( 2 ) مسند 4 / 99 .