تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
از ياد نخواهد برد و هرگز از معاويه در نخواهد گذشت ، چنان كه عائشه از اين كه معاويه خون حجر بن عدى و يارانش را ريخت چشم پوشيد ، ولى خدا محال است آن خونهاى پاك را به هدر داند يا دهد و از قاتل تبهكارشان پسر هندهء جگرخوار درگذرد . آرى ، عائشه از آن خونها و قتلها چشم بربست فقط بخاطر اين كه معاويه با شخص وى بد نبوده و بدى نكرده است ، اما چون رابطه اش با على بن ابيطالب ( ع ) خوب نبود حاضر نشد از خون عثمان چشم بپوشد ! آيا معاويه در رستاخيز و در دادگاه عدل الهى و آنگاه كه محمد بن ابى بكر و حجر بن عدى و يارانش و هزاران مرد پاكدامن و عالى مقام و پرهيزگار گريبانش را گرفته و از خدا دادشان را خواستند خواهد توانست خودش را با اين حرف پوچ تبرئه كند و نجات دهد كه رفتار و رابطه اش با عائشه بد نبوده است ؟ ! آيا اين دليل بدردش خواهد خورد ؟ ! من چه عرض كنم . آيا عائشه نمىتوانست بر سر معاويه داد بزند كه اگر ايمان مانع حملهء غافلگيرانه و كشتن است - و چنين هم هست - چرا مانع او نگشت و از كشتن حجر بن عدى جلوگيرى نكرد و از كشتن هزاران شخصيت اسلامى بدست او ؟ ! چرا هيچيك از اصحاب پيامبر ( ص ) و مجاوران حرم امن خدا مكهء مكرمه يا مدينهء منوره از شمشير او و سربازان و سرداران تبهكار و خون آشامش در امان نماندند ؟ ! شايد ام المؤمنين عائشه نظر به عقيده و ايمان معاويه افكند و ديد كه ايمانى محكم و استوار نيست و نه چنان ايمانى كه مسلمانان از دست و زبانش ايمن گردند ، و از پيامبر ( ص ) به صحت پيوسته كه فرمود : مسلمان كسى است كه مسلمانان از زبان و دستش به سلامت باشند و مؤمن كسى است كه مردم از جانب وى در مورد خون و جان و مالشان ايمن باشند . ( 1 ) 2 - عباد بن عبد اللَّه بن زبير مىگويد : « چون معاويه به عزم حج باينسامان آمد و همراهش به مكه رفتيم براى ما نماز ظهر خواند دو ركعت و بعد رفت به دار الندوة - و عثمان هنگامى كه نماز را تمام خواند چون به مكه ميآمد در آنجا
هامش
( 1 ) اين دو حديث را بخارى و مسلم و احمد حنبل و ترمذى و نسائى و ابن حبان و طبرانى و ابن داود ثبت كرده‌اند : رك : فيض القدير 1 / 270 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 237 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)