اجتهاد ، چيست ؟
در اينجا همچنين بايد معنى اجتهاد را فهميد و مفهومش را دريافت و در نظر داشت ، اجتهادى كه باستنادش ريختن خونها بسيار روا دانسته شده است و در راهش هزاران هزار بيگانه به خاك و خون كشيده شدهاند و ناموسها برباد داده شده و حرمتها پايمال گشته و احكام و قوانين دگرگون شده و مفهمومش را چندان توسعه دادهاند كه چيزى نمانده به استنادش شريعت را زير و رو كنند و هر كار و رويه و حكم جاهلى را مقبول و روا بشمارند و پيوند دين بگسلند و رشته اش از گردن فرو گذارند ! بعد ، ببينيم آيا اجتهاد چيزى است كه به وسيله اش سنن پيروى شده و جارى را كه قابل تبديل نيست مىتوان تغيير داد و احكام مسلم اسلام را لغو كرد ؟ ! آيا مجتهد بودن خصيصه اى است كه خدا به عوام الناس و بيسوادها ارزانى مىدارد تا هرطور دلشان خواست عمل كنند يا نه اصول و حساب و كتابى دارد و تابع شرايط و قواعدى است و مجتهد در چهار چوب قرآن و سنت و تفكر و استنباط خردمندانه عمل مىكند يا حداكثر - و بفرض كه نظر آن جماعت را كه اجتهاد در برابر نص را جايز مىدانند منظور داريم - در چهارچوب تأويلات صحيح ؟ ! آيا اجتهاد در محدودهء اين مصادر و عوامل صورت مىگيرد يا نه حساب و كتاب و شرايط و قواعدى ندارد و هر موش و گربه و چهارپائى و هر بيابانگرد بيسوادى به كار اجتهاد مىپردازد و حق دارد بپردازد ؟ ! من گمان نمىكنم عالمى چنين چيزى را اجتهاد بنامد و كار درستى بداند .
علماى معروف و برجسته دربارهء اجتهاد چنين گفتهاند :
آمدى در كتاب « الاحكام فى اصول الاحكام » مىگويد : « اجتهاد در لغت به معنى نهايت سعى و كوشش در انجام كارى پرمشقت مبذول داشتن است . به همين جهت نمىگويند در برداشتن ريگى جهد يا » اجتهاد « نمود ، يا نمىگويند در