مقتول را از خزانهء عمومى خواهد پرداخت همانطور كه در مورد اربد فزارى عمل كرد ( 1 ) يا آنان را مجتهد مىداند - و چنان هم بودند - و مجتهدانى كه ممكن است نظرى درست يا خطا داشته باشند ، يا رسيدگى به آن را موكول خواهد كرد به استقرار خلافتش و برقرارى آرامش و امنيتى كه لازمهء حل و فصل امور است ، و مسلم است كه امام ( ع ) هر يك از اين آراء را اتخاذ ميكرد برايش اشكالى نداشت ؟ ! اما آن جماعت بيراه شمشير بركشيدند و به جنگى تجاوزكارانه عليه خليفه و امام وقت برخاستند و خواستند كه حق و قانون تابع دلخواهشان شود و در پى اين مقصود جنگى بر پا كردند كه طى آن دهها هزار سر از پيكر جدا گشت و هزاران بيگناه به خاك و خون كشيده و خونهاى ناحق ريخته شد . مىپرسيم : با چه اجتهادى به چنين تبهكارىيى دست زدند و به تفرقه و پراكندگى صفوف امت پرداختند و مسؤوليت بى نظمى و خونريزى را به گردن گرفتند و تخم آشوب و فتنه پراكندند و به فتنه و گمراهى فرو افتادند .
از اجتهادات مسخره و عجيبى كه در قرون پيشين صورت گرفته اينها است كه دشنام دادن به امير المؤمنين على ( ع ) و هر صحابىيى كه از حضرتش پيروى كرده جايز است و هر كس حق دارد آنان را لعنت كند و بد بگويد و در نماز و خطبهء جمعه و جماعت و از فراز منبر و در دعاى دست ناسزا بگويد و در انجمنها داد بزند و فحش بپراند به آنان و هيچ قابل سرزنش و تعقيب نباشد حتى بالاتر از آن اجرى هم ببرد چون مجتهدى خطاكار است هر چند آدمى بىسر و پا و بيسواد و دهاتى و بيابانگرد باشد و از آنها كه از علوم و معارف و از درس و بحث بدورند ، اما على و شيعه و پيروانش حق ندارند از ظلم و ستمهائى كه بر آنان رفته كلمه اى بر زبان بياورند و دشمنان خويش را چنان كه هستند وصف نمايند و بديها و تبهكارىهاشان را برشمارند حال آنكه خداى متعال مىفرمايد : خدا دوست نمىدارد صدائى به بدگوئى برآيد مگر آنكه ستم ديده باشد . ( 2 ) و هيچيك از ايشان - هر چند در همهء علوم متبحر باشد و مجتهدى عاليمقام - حق ندارد چنين كارى به استناد اجتهادش بكند ،
هامش
( 1 ) رك : كتاب صفين 106 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 279 .
( 2 ) نساء 148 .