و حكومتش محروم گردانيده است ، و چون طبق اجتهادش بوده هيچ گناهى نكرده و بر صواب بوده است !
محمد بن جرير طبرى در « تهذيب » مىنويسد : سيره نويسان متفقند بر اين كه على دستور داد قاتلش را به كيفر قتلش بكشند و از مثله كردنش بر حذر داشت .
و در ميان امت اختلافى بر سر اين نيست كه ابن ملجم طبق اجتهاد و تفسيرش و به تصور اين كه كار درستى مىكند على را كشته است . و به همين لحاظ است كه عمران بن حطان مىگويد :
زهى به ضربه اى كه پرهيزكارى زد و منظورى جز اين نداشت
كه رضاى پروردگار آسمان را دريابد
من دربارهء وى مىانديشم و در نتيجه مىبينم
كه وى در آستان خدا از همهء آدميان گرانبارتر است ( 1 )
با همين اجتهاد و مجتهد بودن ، ابو غاديهء فزارى ( 2 ) قاتل عمار ياسر را تبرئه مىكنند ، عمار ياسرى كه خدا و پيامبر او را ستودهاند و اين حديث پيامبر ( ص ) كه به وى مىفرمايد : « ترا دار و دستهء تجاوز كاران داخلى مىكشد » - چنان كه در جلد نهم گذشت - حديثى ثابت و « صحيح » شمرده شده است ، و نيز دامن عمرو عاص ( 3 ) از آلايش حيله اى كه در جريان حكميت به كار زد و به امت محمد ( ص ) خيانت كرد و وحدت و قدرتش را بر هم زد پيراسته مىشود ، كسى تبرئه مىشود كه مولاى ما امير المؤمنين دربارهء او و همكارش فرمود :
هان ! اين دو مردى كه به عنوان حكم برگزيديد حكم قرآن را پشت سر افكندند و آنچه را قرآن نابود كرده احيا نمودند و هر يك از پى دلخواه خويش رفتند بى ارشادى از خدا ، تا در نتيجه بدون حجتى آشكار يا باستناد سنتى كه عمل گشته باشد داورى نمودند و در داورى و حكميت خويش اختلاف پيدا كردند و هر دو بيراهه رفتند . بر اثر آن ، خدا از آن دو بيزار گشت و پيامبرش و مؤمنين
هامش
( 1 ) سنن بيهقى 8 / 58 و 59 .
( 2 ) رك : غدير 5 .
( 3 ) رك : تاريخ ابن كثير 7 / 283 .