نيكو حال .
همين اجتهاد و مجتهد بودن دستاويزى گشته براى تبرئه يزيد سركش و ديكتاتور از همهء تبهكاريهايش ( 1 ) از قتل عام خاندان پيامبر ( ص ) و كشتن ذريه و بازماندگانش و باسارت بردن زنان محترم دودمانش تا ديگر جناياتى كه هر كس نگاهى به سياههء اعمالش بيندازد بيدرنگ رگبار لعنت و دشنام بر او خواهد باريد و از او بيزارى خواهد جست . دستاويزى براى پاك كردن دامن آلودهء آنها كه پا از بيعت با امام امير المؤمنين على ( ع ) به دامن پيچيدند ( 2 ) در حالى كه همهء شرايط بيعت خلافت در وى جمع بود و بر آنان واجب مىنمود كه دست بيعت دهند ، و چون خوددارى نمودند و امام زمان خويش نشناختند به حال جاهليت از دنيا رفتند .
دستاويزى گشته براى تبرئهء آن چند حاكم نخستين كه به لغزشهاى دينى و فقهىشان در جلدهاى ششم و هفتم و هشتم و نهم اشاره رفت ، تبرئه با بهانهها و توجيهاتى كه بدتر از خود آن گناهان است . همچنين براى تبرئه و لوث كردن خيلى گناهان و انحرافات و فجايع مشابه اينها .
وانگهى موارد بسيارى هست كه در آن اجتهاد صورت گرفته است ، ولى بدان اجتهادات هيچ اعتنائى نمىشود و آن آراء اجتهادى و موضع گيرىهائى كه بر اساسش شده چون بر خلاف تمايل و دلخواه جماعتى بوده است بىاعتبار و بى قدر شمرده مىشود . اين گونه اجتهادات در نظر آن جماعت نمىتواند از مخالفان عثمان - كه صحابهء عادل و راسترو و برجسته ترين مهاجران و انصار و زبدهء مجتهدان هستند و قرآن و سنت را از شخص پيامبر ( ص ) آموختهاند - رفع اتهام نمايد و مايهء تبرئه و پاكى دامنشان به حساب آيد ، و اينها در نظر ابن حزم - كه تبهكارترين فرد يعنى ابن ملجم را ببهانه و به ادعاى مجتهد بودنش از كشتن امام على بن ابيطالب تبرئه مىنمايد - زشتكارانى ملعون و آشوبگر مسلح و خونريز و آدمكش
هامش
( 1 ) رك : تاريخ ابن كثير 8 / 223 و 13 / 10 ، در همين جا سخن ابو الخير قزوينى آمده كه « يزيد امامى مجتهد بوده است » !
( 2 ) رك : مستدرك ، حاكم 4 / 115 - 118 .