تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
خور آن سازد نداشته و به رذائل بيشمار كه عدم شايستگىاش را ثابت ميداشته آلوده بوده است . ايشان كه از نزديك شاهد كردار و روحيات و لشكر كشىهايش بوده‌اند با اختلاف تعابير و عبارات يك حقيقت را بيان داشته و در موردش همداستان گشته و گفته‌اند آن سركش بيراه براى فرماندهى بر مسلمانان صلاحيت ندارد و نه حق تصدى حكومت بر شام را دارد حكومتى كه بر اساس تضعيف نظام خلافت و تجزيهء كشور واحد اسلامى بوجود آمده است ، و او هيچ منظورى جز تسلط بر حكومت ندارد بهر طريقى كه امكان داشته باشد با تهديد و قتل و تطميع و از راه غصب حكومت تا بدان وسيله به ثروت و عشرت و انحصار نعمتهاى جامعه به خود و دار و دسته اش نائل آيد ، و انگيزه اش علاوه بر عشرت دنيائى از طريق تسلط سياسى انتقامگيرى خون خويشان او است از امام ( ع ) كه زير پرچم بت پرستى و شرك و در جنگهاى ضد اسلام و با شمشير حضرتش به زمين ريخته است تا دين و نظام خدا علىرغم آنها پيروز و بر قرار گشته است . از اينها بر مىآيد كه معاويه و دار و دسته اش منظور و هدف و انگيزه اى جز آنچه گفته شد نداشته‌اند و نه چنان منظورى كه بر شهود عصرش و ناظران كارها و لشكركشىها پوشيده مانده و بعدها هواخواهان حزب سفيانى كشف و اظهارش كرده باشند ! و اين انگيزه و هدفها ، نامشروع و ضد اسلامى است و تلاش ناشى از آن يك تلاش باطل گرايانه . خاك بر آن منظور پست و دنيا پرستانه ، و مرگ بر جاه طلبى و برده گيرى خلق ! پسر هندهء جگر خوار - با اينكه آدمى خويشتن را بدرستى ميشناسد ( 1 ) - خويشتن را براى خلافت شايسته تر از عمر مىشناخت ، و اين در « صحيح » بخارى آمده است از قول عبد اللَّه بن عمر مىگويد : نزد حفصه ( خواهرم ) رفتم . . . و گفتم : ديدى كه كار حكومت بر مردم چگونه شد و مرا سهمى ندادند . گفت : برو خود را به آنها برسان چون در انتظار تو هستند و مىترسم دورى تو از آنها نوعى تفرقه باشد . و چندان اصرار كرد تا برفتم . چون مردم بپراكندند معاويه چنين نطق كرد : كسى كه مىخواهد دربارهء حكومت سخن بگويد بيايد . حقيقت اين است كه ما براى حكومت از او ( اشاره به پسر عمر ) و پدرش شايسته تريم . - حبيب بن مسلمه
هامش
( 1 ) آيهء شريفهء * ( « بَلِ الإِنْسانُ عَلى نَفْسِه بَصِيرَةٌ وَلَوْ أَلْقى مَعاذِيرَه » .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 206 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)