دستور نداد كه در آن شرايط چه كنيد ؟ مىگويد : دستور داد صبر و مقاومت نمائيم .
مىگويد : بنابر اين صبر كنيد تا به ديدار او برسيد . عبد الرحمن بن حسان چون از اين حرف معاويه اطلاع پيدا مىكند چنين مىسرايد :
هان ! از قول من به معاوية بن صخر
كه امير مؤمنان است بگو :
ما صبر خواهيم كرد و انتظار خواهيم برد
تا گريبان شما را روز دريغ خوردن و حساب پس دادن بگيريم . ( 1 )
حقيقت اين است كه آن تبهكار سر در برابر وحى آسمانى و فرمايش نبوى فرود نياورده و به روز جزا ايمان نبسته و باور نداشته كه روزى آنان به ديدار پيامبر اكرم برسند و عليه او دادخواهى نمايند تا دادشان از آنكه تبعيض اقتصادى قائل گشته و ستم روا داشته بستاند . و همين كافر كيشى و بد مسلكى و گردنكشى او را بس !
بنابر روايتى ابو ايوب انصارى پيش معاويه رفته و اظهار ناراحتى مىكند كه قرضى بر گردن دارد . معاويه كمكى به او در پرداخت قرضش نمىنمايد .
سپس وضع ناپسندى را ملاحظه مىكند و به اين مناسبت مىگويد : از پيامبر خدا ( ص ) شنيدم كه ميفرمايد : پس از من شاهد تبعيض اقتصادى خواهيد بود .
معاويه مىپرسد : چه دستورى داد به شما در آن شرايط ؟ مىگويد : به ما دستور داد صبر و مقاومت كنيم . معاويه مىگويد : بنابر اين ، صبر كنيد . ابو ايوب مىگويد :
به خدا ديگر هرگز از تو چيزى نخواهم خواست . ( 2 )
همين ماجرا بدين عبارت نيز آمده : ابو ايوب نزد معاويه رفت و گفت :
پيامبر خدا درست فرمود كه پس از من شاهد تبعيض اقتصادى خواهيد بود و بايد صبر و مقاومت كنيد . معاويه چون اين بشنيد گفت : پيامبر خدا درست فرموده و من اولين كسى هستم كه حرفش را تصديق مىكند . ابو ايوب مىگويد : با اين حرف در برابر خدا و پيامبرش گستاخى مىنمايد ! هرگز با او حرف نخواهم زد
هامش
( 1 ) استيعاب 1 / 255 تاريخ ابن عساكر 7 / 213 تاريخ الخلفاء ، سيوطى 134 .
( 2 ) تاريخ ابن عساكر 5 / 41 .