كه آورده شان و ميان شمشير و نيزهء مشركان انداخته ؟ ! از هرزهء حق ناپذير و ديكتاتورى چون معاويه بعيد نيست كه با پرروئى بگويد : بله ، پيامبر خدا آن دو را كشته است ! شايد هم عده اى خر يافته و با اين مزخرفات فريفته شان و سوارى گرفته است ؟ ! همهء اينها از معاويه اى كه كارها و حرفهايش را مىدانيم و خودش را مىشناسيم بر مىآيد . وانگهى از اين حرف كه « تو مردم شام را عليه من شورانده اى . . . » چه منظورى دارد ؟ آيا اگر تبليغ سنت و فرمايشات و رويهء پيامبر ( ص ) ، و اعلام احكام و قوانين الهى به مردم باعث شوريدن آنان عليه شاه ستمكار و بىدينى شد بايد براى جلوگيرى از شوريدن خلق دست از تبليغ احكام و نشر سنت پيامبر ( ص ) برداشت ؟ ! بايد اينها را به مردم نياموخت چون با نقشهء سياسى او مغايرت دارد و رژيم بيدادگريش را مىلرزاند ؟ ! اينها از كسى كه خدا مهر حق ناپذيرى بر دلش نهاده و از كينه توزترين دشمنان دين و عدالت است بعيد نيست .
عبادة بن صامت حديث حرمت ربا خوارى را به او گوشزد مىكند ( 1 ) كه قرآن كريم هم از آن ياد كرده است . معاويه به او مىگويد : اين حديث را مسكوت بگذار و از آن حرفى نزن ! عباده مىگويد : نه ، نميشود ، هر چند معاويه ناراحت شود ! ديگر بار كه عباده حديثى از پيامبر ( ص ) نقل و تبليغ مىكند ، رو به مردم كرده مىگويد : اين حرفش مفت است ! او حديث پيامبر گرامى ( ص ) را هيچ و پوچ مىشمارد و حاضر به نيوشيدن و به كار بستنش نمىشود !
به مدينه مىآيد . ابو قتادهء انصارى ( 2 ) او را مىبيند . معاويه به او مىگويد :
ابو قتاده ! همهء مردم به ديدنم آمدند جز شما جماعت انصار ! چرا نمىآئيد بديدنم ؟
مىگويد : چهار پا و مركبى نداشتيم ! مىگويد : پس آن شتران سوارى كو ؟
ابو قتاده مىگويد : در تعقيب تو و پيگرد پدرت در جنگ بدر ذبحشان كرديم ! مىگويد : بله ، همين طور است اى ابو قتاده ! ابو قتاده مىگويد : پيامبر خدا به ما فرمود كه ما پس از او با تبعيض اقتصادى روبرو خواهيم گشت . معاويه مىپرسد :
هامش
( 1 ) - در همين جلد خوانديم .
( 2 ) در روايت ابن عساكر آمده است : عبادة بن صامت انصارى .