تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
استثنائى همان است كه تا مدتها منكر قرآن و رسالت و سنت بود و بعدها كه به دروغ اظهار مسلمانى نمود هر گاه و بيگاه آن را مسخره مىكرد عينا مثل همهء گردنكشان و پادشاهان خود سر و بى بند و بار . ملاحظه مىكنيد وقتى سعد بن ابى وقاص - يكى از ده نفرى كه ميگويند مژدهء بهشت يافته‌اند - براى او احاديثى را كه از پيامبر ( ص ) دربارهء على ( ع ) شنيده است نقل مىكند و معترضانه بر مىخيزد برود معاويه بعنوان مسخرگى اخراج ريح مىكند ! و چون ابوذر غفارى - آن راستگوى بزرگ - گفتهء پيامبر ( ص ) كه « معاويه در آتش خواهد بود » را برايش متذكر مىشود خنده اى سر مىدهد و دستور كه او را زندانى كنند . هنگامى كه عبد الرحمن بن سهل انصارى مشكهاى شراب متعلق به معاويه را پاره كرده به شرابخوارى او اعتراض مىنمايد معاويه مىگويد : ولش كنيد ، او پيرمردى است كه عقلش را از دست داده . ( 1 ) و با اين حرف انتقاد خيرخواهانه و نهى از منكرش را به مسخره مىگيرد . نمىدانم چرا مسخره كرده است ؟ آن صحابى عادل و نيكرو را ؟ ! يا آن را كه وى در نهى از منكرش به فرموده اش استناد جسته است ؟ ! يا شريعت و قوانينى را كه وى آورده ؟ ! در هر صورت ، همهء اين احتمالات به پسر هندهء جگرخوار مىخورد ! شايد هم زير بار حكم الهى تحريم شرابخوارى نمىرود ! وقتى هم عمرو عاص برايش حديث پيامبر ( ص ) دربارهء عمار را كه « ترا دار و دستهء تجاوز كار داخلى مىكشد » نقل مىنمايد به او ميگويد : تو پير نفهمى هستى و دائما حديث نقل مىكنى حتى وقتى مىروى بشاشى . مگر ما او را كشتيم ؟ او را على و طرفدارانش كشتند كه آوردند انداختندش بر سر نيزه‌هاى ما ! و ميگويد : تو مردم شام را عليه من شورانده اى . مگر هر چه از پيامبر خدا شنيده اى بايد نقل كنى و بگوئى ؟ ! ( 2 ) آيا اين حرف را به مسخرگى مىزند يا آن قدر نفهم و ديوانه است كه مىپندارد امير المؤمنين على ( ع ) قاتل عمار است ؟ ! در اين صورت دربارهء حمزهء سيد الشهدا و جعفر طيار چه خواهد گفت ؟ ( 3 ) آيا پيامبر خدا ( ص ) قاتل آن دو است
هامش
( 1 ) در همين جلد خوانديم . ( 2 ) در جلد اول به تفصيل آمد . ( 3 ) امام ( ع ) همين جواب را به او داده است : رك : تاريخ الخس 2 / 277 .