تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
سخنان گهربار افتخارآفرينى را كه در تمجيدش بر زبان پيامبر گرامى روان گشته است كنار بگذاريم . آرى ، همهء اينها را كنار بگذاريم و آنگه بپرسيم آيا او يك مسلمان - يك مسلمان عادى - هم حساب نمىشده ، مسلمانى كه انبوه احاديث نبوى و سلسلهء فتاواى فقيهان بر آن است كه نبايد به او دشنام داد و لعنتش حرام است ؟ ! آيا همين فرمايش پيامبر خدا ( ص ) كافى نيست كه « بد گفتن به مسلمان ، زشتكارى است » ؟ ! حديثى كه بخارى و مسلم و ترمذى و نسائى و ابن ماجه و احمد حنبل و بيهقى و طبرى و دار قطنى و خطيب بغدادى و ديگران از طريق ابن مسعود و ابو هريره و سعد بن ابى وقاص و جابر بن عبد اللَّه انصارى و عبد اللَّه بن مغفل و عمرو بن نعمان ثبت كرده‌اند . ( 1 ) يا اين فرمايشش كه « بد گفتن به مسلمان ، به لبهء پرتگاه گمراهى خزيدن است » ( 2 ) ؟ ! و فرمايش ديگرش كه « مؤمن نبايد لعنت گو و دشنامده باشد » ( 3 ) ؟ ! و نهى حضرتش را از دشنامدادن به مردگان نيز قبلا ديديم . وانگهى امام امير المؤمنين ( ع ) صرفنظر از پاكى نسبى و دودمانى ، منشأ قدسىاش ، و افتخارات درخشان و فضائل و مكارم اخلاقى و شخصيت والايش ، به نظر آن جماعت يكى از ده نفرى است كه مىگويند مژدهء بهشت يافته‌اند ، و حداقل يك صحابى بشمار مىآيد از همانها كه معتقدند همگى عادل و راستروند ( 4 ) و به گفته و كرده شان استناد فقهى مىكنند و حجت مىشمارند و جايز نمىدانند كسى به آنها بد بگويد و سخت به شيعه حمله ورند كه چرا پاره اى از اصحاب را مورد
هامش
( 1 ) رك : الترغيب و الترهيب 3 / 194 فيض القدير 4 / 84 ، 505 ، 506 . ( 2 ) بزار از طريق عبد اللَّه بن عمرو ثبت كرده باسندى كه به گفتهء حافظ المنذرى در « الترغيب و الترهيب » 3 / 194 بسيار خوب است . ( 3 ) ترمذى ثبت كرده مىگويد : حديثى نيكو است . ( 4 ) نووى در شرح « صحيح » مسلم در حاشيهء ارشاد السارى 8 / 22 مىگويد : اصحاب - رضى اللَّه عنهم - همگى از برگزيدهء مردمانند و سادات امت ، و برتر از همه نسلهاى بعدى . و همگى عادل و راستروند و يكى هم در ميانشان ناجور نيست . ناجورى در نسلهاى بعدى امت است و در ميان اينها بوده كه بعضى ناباب پيدا شده‌اند .