تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
همين جهت او را لعنت كنيد خدا لعنتش كند . طاوس مىگويد : خدا عقلشان را از كار انداخته بود و هيچ يك از آنها نفهميدند كه او چه مىگويد . ( 1 ) معاويه و استانداران و مأمورانش اين روش را چندان ادامه دادند تا كودكان با آن خو گرفته و به پيرى رسيدند . در ابتداى كار ، كسانى يافت مىشدند كه تن بچنين دشنام ناروا و ننگينى نمىدادند و مردان شريفى بودند كه از آن سرباز مىزدند و هر گونه اذيت و محروميت را در راهش بر جان هموار مىساختند لكن معاويهء « بردبار و مهربان » در اجراى بدعتش بقدرى شدت عمل و خشونت بخرج داد و استاندارانش - كه از ميان كينه توز ترين دشمنان خاندان رسالت انتخاب شده بودند - تا جائى جديت و سختگيرى نمودند و خوش خدمتى كردند كه لعنت فرستادن بر على ( ع ) به صورت رسمى عمومى در آمد و غالب مردم به آن گردن نهادند و امرى طبيعى شمردند . اين رسم شوم دولتى از شهادت مولاى متقيان ( ع ) تا صدور فرمان عمر بن عبد العزيز دائر بر منع آن ، يعنى مدت چهل سال به طول انجاميد و در اثناى آن در تمام شهرهاى مهم و مراكز استان از شام و كوفه و بصره گرفته تا پايتخت اسلام مدينهء منوره و حرم امن الهى مكهء معظمه و رى و ديگر بلاد ، از شرق كشور پهناور اسلامى تا غربش و در ميان همهء اقوام از سر منبر به مولاى متقيان ( ع ) دشنام داده مىشد . در جلد دوم خوانديم گفتهء ياقوت را در « معجم البلدان » كه « على بن ابيطالب - رضى اللَّه عنه - را از سر منابر شرق و غرب دشنام مىدادند جز از سر منبر سيستان كه يك بار بيشتر دشنام داده نشد و مردم در برابر بنى اميه از اين كار سرپيچيدند حتى در عهد نامهء خويش افزودند كه به اين شرط كه از سر منبرهاشان هيچكس دشنام داده نشود . و كدام شرف و افتخار بالاتر از اين كه از لعنت كردن بر برادر رسول خدا ( ص ) از فراز منبرشان خود - دارى كنند در حالى كه بر منابر حرمين : مكه و مدينه ، او را لعنت مىفرستادند » . در دورهء سياه سلطنت امويان هفتاد هزار منبر برپا كرده بودند كه از آن به امير المؤمنين على ( ع ) دشنام داده ميشد . ( 2 ) و اين كار را عقيده اى راسخ و وظيفه اى
هامش
( 1 ) مستدرك حاكم 2 / 358 . ( 2 ) رك : غدير 2 .