تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
ما مىدهد . ( 1 ) مروان بن حكم ، آن كه پيامبر ( ص ) او را قورباغهء قورباغه زاده خوانده بود ، در جواب اين كه چرا على را از فراز منابر دشنام مىدهيد ؟ گفته بود : حكومت ما ( بنى اميه ) جز بدين وسيله برپا نمىماند . ( 2 ) 13 - معاويه ، عمرو بن سعيد بن عاص بن اميه را كه به « اشدق » ملقب بود به فرماندارى مدينه گماشت . در مسند احمد حنبل حديثى منسوب به پيامبر ( ص ) از طريق ابو هريره ثبت است كه ميفرمايد : يكى از ديكتاتورمنشان بنى اميه بر منبرم مىنشيند كه آب دهانش سرازير مىشود . و مىگويد : كسى كه خود شاهد بوده براى من گفت كه عمرو بن سعيد بر منبر رسول خدا ( ص ) بود و آب از دهانش سرازير گشت . ( 3 ) اين ديكتاتور ، از كسانى است كه بر فراز منبر على ( ع ) را دشنام مىدادند . قسطلانى در « ارشاد السارى » و انصارى در « تحفة البارى » در شرح صحيح بخارى مىنويسند : عمرو ( بن سعيد ) از آن جهت « اشدق » لقب يافت كه به منبر رفته خيلى به على - رضى اللَّه عنه - دشنام داده و بر اثر آن دهان و صورتش لقوه گرفت . ( 4 ) عمرو بن سعيد همان است كه در قتل امام حسين ( ع ) فرماندار مدينه بوده است . عوانة بن حكم مىگويد : وقتى حسين بن على كشته شد عبيد اللَّه بن زياد ، عبد الملك بن ابى حرث سلمى را خواسته به مدينه فرستاد تا به عمرو بن سعيد بشارت دهد . عبد الملك سلمى نزد عمرو بن سعيد رفت . پرسيد : چه خبر ؟ گفت : مايهء شادى امير ! حسين بن على كشته شد ، دستور داد خبر كشته شدنش را به مردم اعلام كند . و اعلام كرد و خود مىگويد : به خدا بانگ نوحه اى نشنيده‌ام بچنان هيجان و بلندى كه زنان بنى هاشم در خانه هايشان برآوردند . عمرو بن سعيد با خنده اين بيت را خواند : زنان قبيلهء بنى زياد چنان شيونى برآوردند كه ، زنان قبيلهء ما فرداى نبردى كه به پيروزى بنى زياد انجاميد بر آوردند .
هامش
( 1 ) تاريخ الخلفا ، سيوطى 127 + رك : غدير 8 ، شرح حال مروان بن حكم . ( 2 ) الصواعق المحرقه 33 . ( 3 ) مسند احمد 2 / 522 + تاريخ ابن كثير 8 / 311 . ( 4 ) صحيح بخارى 5 / 368 .