« غدير » مىسرايد :
مؤذن ! اى آن كه بانگ « حى على الفلاح » برداشته و به رستگارى مىخوانى
در اذن صبح صدايت را كم كن و آهسته باش !
و توجه كن كه پادشاه غافل از خدا
سرگرم كنيزكان ماهروى نمكين است !
و هزار « اللَّه اكبر » در كف ميزان يزيد
- آن تخت نشين - جرعهء شرابى نيارزد ( 1 ) !
كه در خمرهء سربسته اى مىجوشد كه هيچ لبى
به آن نرسيده و هيچ آبى بدان نياميخته است !
از طرفى امت بر اين كه در تصدى امامت و زمامدارى عادل بودن شرط است اجماع دارد و همداستان است . قرطبى در تفسيرش مىنويسد : « يازدهمين شرط امامت و زمامدارى ، عادل و راسترو بودن است . زيرا در ميان امت اختلافى در اين نيست كه پيمان بيعت امامت براى آدم زشتكار فاسق منعقد نمىگردد ، و بايستى امام و زمامدار از لحاظ علمى بر همگان برترى داشته باشد به موجب فرمايش پيامبر ( ص ) كه ائمه و زمامدارانتان شفيعانتان هستند بنابر اين توجه داشته باشيد چه كسى را شفيع خويش مىگردانيد . و به موجب آيه اى كه در وصف طالوت هست : « خدا او را براى زمامداريتان برگزيد و بر وسعت علم و اندامش بيفزود . » مىبينيم ابتدا علم را مىآورد و سپس آنچه را نشانهء توانائى مىباشد ذكر مىكند . » ( 2 ) و مىنويسد : « امام ( يا زمامدار ) اگر منصوب شد و پس از تحقق بيعت و انتصابش كار زشتى مرتكب گشت ، عامهء مسلمانان ( يعنى اهل سنت ) مىگويند بنيان امامتش گسيخته شده و به علت كار زشت آشكارش بر كنار مىگردد ، زيرا مسلم است كه امام ( يا زمامدار ) اساسا به اين منظور تعيين مىشود كه قانون جزاى اسلامى را اجرا كند و حقوق مردم را براى آنان بستاند و اموال يتيمان و ديوانگان را نگهدارى و از خودشان سرپرستى نمايد و امثال اين وظائف كه به شرح
هامش
( 1 ) ص 217 .
( 2 ) . 1 / 231 .