تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
با توجه به اين احاديث و فتاوا ، تكليف شرعى پسر عمر وقتى ديد مهاجران و انصار و مجاهدان بدر و اصحاب شركت كننده در بيعت « شجره » - يا بيعت رضوان - همگى با على ( ع ) بيعت كردند اين بوده كه با حضرتش به خلافت بيعت كند نه اين كه از بيعتش خوددارى نمايد و با عامهء اصحاب مخالفت ورزد . ابن حجر در « فتح البارى » ميگويد : « بيعت خلافت با على ( ع ) پس از كشته شدن عثمان و در اوائل ذيحجهء سال 35 ه . ق صورت گرفت و مهاجران و انصار و همهء كسانى كه در شهر بودند با او بيعت كردند و به وسيلهء نامه از اهالى استانها بيعت خواسته شد و همه شان پذيرفته بيعت كردند جز معاويه در ميان اهالى شام . در نتيجه ميان آنها آن حوادث رخ داد . » ( 1 ) وظيفهء شرعى پسر عمر اين بود كه با معاويه - كه عليه امام پاك و خليفهء حقيقى قيام كرده بود - بجنگد . آرى ، پسر عمر اگر پايبند تكاليف شرعى بود و پيرو سنن روشن اسلامى و مؤمن به وحى آسمانى و تعاليم پيامبر اكرم ( ص ) ، بايستى با امير المؤمنين على ( ع ) بيعت مىكرد و عليه معاويه مىجنگيد . حتى اگر نه ديندار و مؤمن ، بلكه انسان و معتقد به ارزشهاى عادى و مشهود انسانى مىبود بايد چنين مىكرد . چنان كه عبد اللَّه بن هاشم مرقال ، در نطقى گفته است : « هر گاه ثواب و عقابى وجود نمىداشت و دوزخ و بهشتى نمىبود ، باز جنگيدن دوشادوش على برتر از جنگيدن زير فرمان معاويه پسر » هند « ى جگر خوار بود ! » ( 2 ) در بيعت با امير المؤمنين على ( ع ) كجا دو نفر از مردان صالح امت اختلاف پيدا كردند يا با وى مخالفت نمودند ، و مگر از آن وقت كه شيوهء انتخاب توأم با بيعت متداول گشت ، تا بيعت على ( ع ) چنين همداستانى و اتفاقى در بيعت و موافقت ديده شده بود ؟ ! از بيعت كردن با حضرتش فقط مشتى از هواخواهان عثمان خوددارى نمودند كه هفت تا بيش نبودند و هشتمىشان پسر عمر بود ( 3 ) چطور بيعت كردن تنى چند كه به ده نفر نمىرسيدند با ابو بكر ، اجماع و اتفاق عمومى به حساب آمد
هامش
( 1 ) - ج 7 / 586 . ( 2 ) - كتاب صفين ، عبد اللَّه بن مزاحم ، 405 . ( 3 ) - رك ، جلد هفتم .