ما گماشته اى ؟ ! « سپس همان عواملى كه مردم را قبلا به اظهار موافقت با حكومت ابو بكر واداشت به ابراز بيعت با عمر وا مىدارد .
اما شوراى شش نفره ، و تعيين عثمان ! حكومتش كجا با اتفاق و اجماع مردم برقرار گشت ؟ راجع به آن اتفاق و اجماع و موافقت همگانى از شمشير عبد الرحمن بن عوف بايد پرسيد كه در آن روز و در جلسهء شورا جز آن شمشيرى يافت نمىشد ، و حرفى را كه به على ( ع ) زد بايد به ياد آورد كه « بيعت كن و گرنه گردنت را مىزنم ! » يا حرف ديگرى را كه بنا بنوشتهء بخارى و طبرانى و ديگر مورخان و حديث نويسان ( 1 ) به او گفت : « كارى نكن كه كشتنت را ايجاب كند » يا بنا بنوشتهء ابن قتيبه : « كارى نكن كه كشتنت را ايجاب كند . شمشير است و بس ! » و حرف اعضاى شورا به على ( ع ) را هنگامى كه خشمناك از جلسه بيرون رفت ، و دنبالش كردند كه « بيعت كن و گرنه عليه تو جهاد خواهيم كرد ! » ( 2 ) يا فرمايش امير المؤمنين على ( ع ) را كه « كى در بارهء من با اولى آنها ( يعنى ابو بكر ) شك و ابهامى رخ داده تا حالا مرا همرديف امثال اينها سازند .
لكن من با آنها ( يعنى اعضاى شوراى شش نفره ) هماهنگى نمودم . يكى از آنها گوش تصميم به كينه اش سپرد ( بخاطر اين كه خويشان كافرش را سابقا كشته بودم ) و ديگرى به دامادش ( يا خويشش ) گرائيد و ديگر خطاها . . . » ( 3 )
اما پسر عمر - طبق پندار ابن حجر - اينها همه را دليل و نشانهء وجود اختلاف در مورد حكومت ابو بكر و عمر و عثمان نمىداند ، و بالاتر از اين مىپندارد حكومت معاويه پس از شهادت امير المؤمنين على ( ع ) حكومتى كه توسط سر نيزه و تطميع و رشوه و معاملات سياسى برقرار گشته و تودههاى مردم و رجال پاكدامن و ديندار كينه اش را تا آخرين لحظهء زندگى در دل مىپروريده اند
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى ، فصل « چگونه با امام بيعت مىشود » 10 / 208 + تاريخ طبرى 5 / 37 ، 40 + الامامة و السياسة 1 / 25 + تاريخ الكامل ، ابن اثير 3 / 30 - صواعق المحرقه 36 + فتح البارى 13 / 168 + تاريخ الخلفاء سيوطى 102 .
( 2 ) - انساب الاشراف 5 / 22 .
( 3 ) - رك : جلد هفتم .