تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
ثمرهء اظهار نظر نابخردانه اى نبود كه پسر عمر كرد و به خيال خام خويش « خليفه » را راهنمائى و ارشاد كرد و برايش مصلحت انديشى ؟ ! اگر عثمان توصيهء خير خواهانهء مغيرة بن اخنس را پذيرفته و با انقلابيون از در مسالمت و آشتى در آمده و كناره گيرى كرده بود در خانهء خويش بسر ميبرد و هيچ آشوبگر و فتنه انگيزى جرأت خرابكارى و ياراى فتنه نمىيافت و خانواده‌هاى اسلامى داغدار نمىگشت و كشور آباد مىماند و آشوب و زد و خورد در شهرستانها نمىپراكند . ابن حجر در « فتح البارى » مىنويسد : « آشوب در شهرستانها پراكند و گسترد . جنگهاى جمل و صفين به علت قتل عثمان به وجود آمد و جنگ نهروان نتيجهء حكميت مربوط به » صفين « بود . و هر جنگى كه در آن دوره به وقوع پيوست يا زائيدهء قتل عثمان بود يا زائيدهء يكى از نتائج آن » ( 1 ) و مىنويسد : « مقصود پيامبر ( ص ) از اين كه در بارهء عثمان مىفرمايد : بلائى به او مىرسد . حادثهء قتل او است كه كشمكشهائى كه در جمل و سپس در صفين و بعد از آن ميان اصحاب در گرفت ناشى از آن بود . » ( 2 ) ما هيچ گونه دليلى براى بيعت كردن پسر عمر با عثمان و خوددارى كردنش از بيعت با على ( ع ) نمىبينيم ، و دليلى هم وجود ندارد . تنها بهانه اى را كه برايش متصور بوده « ابن حجر » ساخته و پرداخته است آنجا كه مىگويد : « پسر عمر از خلافت على ياد نمىكرد ، زيرا با او بيعت نكرده بود چون همانطور كه از روايات صحيح بر مىآيد بر سر بيعت با على و خلافتش ، اختلاف پديد آمد و پسر عمر عقيده داشت كه نبايد با كسى كه مردم متفقا با وى موافق نيستند بيعت كرد ، و به همين دليل با ابن زبير و با عبد الملك - به هنگامى كه با يكديگر اختلاف و كشمكش داشتند - بيعت نكرد و با يزيد بن معاويه بيعت كرد و بعد با عبد الملك بن مروان پس از كشته شدن ابن زبير بيعت كرد ( 3 ) » و مىگويد : « عبد اللَّه بن عمر در آن مدت از بيعت با ابن زبير يا عبد الملك خوددارى ورزيد چنان كه قبلا از بيعت با
هامش
( 1 ) . 13 / 10 . ( 2 ) . 13 / 42 . ( 3 ) فتح البارى 5 / 19 .