تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
پيامبر ( ص ) و خواه روز وفاتش يا پس از آن داشته برتريش بر همگنان هميشگى است و اختصاص به زمان معينى ندارد ، و گر نه ، در صورتى كه او را - در اجماعى كه كرده‌اند - به خاطر سالخوردگى و امثال آن برتر دانسته و ترجيح داده‌اند ، اين ملاكها و موازين چيزى نيست كه در تشخيص و تعيين مرتبهء اشخاص معتبر باشد . و ما نه اينها را به رسميت مىشناسيم و نه او را با اين موازين تباه و سخيف بر ديگران برترى مىدهيم و اينها همان ملاكها و موازين تقلبى و پوچى است كه آن جماعت در سقيفه و روز بيعت ابو بكر ، به وسيله اش مردم ساده دل را به دام انداختند و تا امروز بر پاى خرد ساده لوحان مىبندند . كاش كسى كه بر ايراد « ابو عمر » بر حديث عبد اللَّه بن عمر حاشيه زده و توجيهى براى تصحيح حرف عبد اللَّه بن عمر ساخته ، اگر نمىخواست به همهء آنچه در قرآن در بارهء مولاى متقيان آمده و احاديث صحيح و ثابتى كه در بارهء وى هست باور داشته باشد ، حداقل آنچه را علماى حديث جماعت خودش از قول « انس » آورده‌اند تصديق مىكرد و بر اساس آن ، در بارهء حديث عبد اللَّه بن عمر سخن مىگفت . « انس » مىگويد : « رسول خدا ( ص ) فرمود : خدا دوست داشتن ابو بكر و عمر و عثمان و على را همانگونه برايتان واجب شمرده كه نماز و زكات و روزه و حج را واجب شمرده است . بنابر اين ، هر كس برترى آنان را انكار نمايد ، نماز و زكات و روزه و حجش درست و پذيرفته نخواهد بود » ( 1 ) چه فرق فاحشى است ميان نظر عبد اللَّه بن عمر با عقيده و گفتهء پدرش عمر در بارهء على بن ابيطالب ( ع ) كه « اين مولاى من و مولاى هر مؤمنى است . هر كه او مولايش نيست مؤمن نيست » ( 2 ) آن جماعت شايد براى پوشاندن رسوائى حرف عبد اللَّه بن عمر ، و به منظور رهائى از نقد گزندهء « ابو عمر » - مؤلف « استيعاب » - روايتى از طريق
هامش
( 1 ) - رياض النضرة 1 / 29 - در جاى خود ثابت كرديم اين تمجيد جز در مورد على عليه السلام صحت و مصداق ندارد و گفتنش در مورد آن ديگران بر خلاف قرآن و سنت و عقل و منطق بوده و با سيره و تاريخ زندگى آنها سازگار نيست . ( 2 ) - رك : جلد اول « غدير » .