تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
جعدبة ( 1 ) بن يحيى از علاء بن بشير عبشمى از ابن ابى اويس از مالك از نافع از عبد اللَّه بن عمر جعل كرده‌اند كه مىگويد : « در دورهء رسول خدا ( ص ) ميان افراد برترى نهاده مىگفتيم : ابو بكر و عمر و عثمان و على » . همچنين از طريق محمد ابى بلاط ( 2 ) از زهد بن ابى عتاب از عبد اللَّه بن عمر اين روايت را جعل كرده‌اند كه « ما در زمان پيامبر ( ص ) مىگفتيم : پس از وى ابو بكر عهده دار حكومت خواهد شد و بعد عمر و سپس عثمان و بعد على . آنگاه سكوت مىكرديم » . شايد كسانى كه دورهء « غدير » مخصوصا جلد ششم ( 11 و 12 فارسى ) به بعد را مطالعه كرده‌اند بدانند و اذعان داشته باشند كه نظر عبد اللَّه بن عمر و هم مسلكانش در ترجيح و تقدم ابو بكر بر همهء اصحاب و مردم يا ترجيح و تقدم عمر و عثمان پس از وى بر ديگران تا چه اندازه سخيف و نابخردانه است . هر گاه اكثريت اصحاب در زمان پيامبر ( ص ) هيچكس را همتاى ابو بكر نمىدانستند ، چه شد كه در سقيفه تغيير عقيده دادند و آن اختلاف سهمگين كه آنجا پديدار گشت چه بود و از كجا بوجود آمد ، اختلافى كه مصيبتها بر سر ملت آورد كه تاكنون گرفتار آنند و در جلد هفتم ( 13 و 14 فارسى ) به تفصيل بيان كرديم ؟ ! برجسته ترين اصحاب از مهاجران و انصار براى ابو بكر - آن روز كه خلعت خلافت بر تن در پيچيد - هيچ فضيلتى كه به او شايستگى تصدى بدهد قائل نبودند و چون چنين فضيلتى به هيچوجه در وى سراغ نداشتند كه بتوانند دليل بيعت خويش ساخته و مردم را قانع گردانند ، از بيعت با او خوددارى ورزيده و دست باز كشيدند و هيچ اقدامى ننمودند ، و چنان كه تاريخ حكايت مىكند ، روز اول جز دو يا چهار پنج نفر با او بيعت نكردند ، و بعدا بر اثر دعوتى كه آميخته به ارعاب و تهديد و اعمال زور و خشونت بود مردم ناگزير از بيعت شدند ، و آنان كه به بيعت با ابو بكر مىخواندند حرفى جز تهديد به قتل و زدن و سوزاندن نداشتند و تنها استدلال و بهانه شان اين بود كه « ابو بكر پيش كسوت و سالخورده است و در غار
هامش
( 1 ) - « جعدبه » مطرود و متروك است و از زبان علاء روايات نادرست نقل مىكند . و علاء سست روايت است و حديثش نادرست . رك : لسان الميزان 2 / 105 و 4 / 183 ( 2 ) - او را علماى رجال و حديثشناسان نمىشناسند : لسان الميزان 5 / 96
الغدير ( فارسي ) — صفحة 23 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)