تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
همين سبب با توفيق الهى ، سخن را در اين خصوص بسط ميدهيم تا حق مطلب ادا گردد و ماهيت اين روايت به روشنى آشكار شود . آنگاه هر كه به گمراهى مىرود دانسته و پس از اتمام حجت رفته باشد و هر كه صراط مستقيم حقيقت را مىجويد در پرتو مشعلى فروزان آن راه پويد . عبد اللَّه بن عمر ، در دورهء پيامبر ( ص ) - آن زمان كه ادعا مىكند افراد مردم را به لحاظ خوبى و برترى متمايز مىساخته و تعيين مقام مىكرده است - در عنفوان جوانى بوده ، حتى در سالهائى از آن دوره ، به حد بلوغ نمىرسيده است و به همين جهت پيامبر گرامى به او اجازهء شركت در جنگ « بدر » و « احد » را نداد و تنها در جنگ خندق - كه بنابر نوشتهء « صحيح » ( 1 ) پانزده سال بيش نداشته - او را اجازهء جنگ داد . بنابر همهء اقوالى كه در تاريخ ولادت و هجرت و وفات پيامبر ( ص ) هست ، عبد اللَّه بن عمر به هنگام وفات پيامبر ( ص ) بيش از بيست سال نداشته است . طبعا چنين كسى را با اين سن و سال عهده دار تعيين خوبى و برترى اصحاب كهنسال و برجسته ترين چهره‌هاى امت اسلام نمىكنند و از او در اين باره نظر نمىخواهند و وى را داور نمىسازند ، زيرا داورى در اين زمينه ، و تشخيص و تعيين مايهء افضليت آنان ، مستلزم ممارستى طولانى و معاشرتى مستمر و تجربه اى فراوان و رأيى صائب و بينشى ژرف و دقت نظرى بنهايت است و پختگى عقلى مىخواهد كه خود مقرون با درايت و تجارب حياتى است . چنين كار از كسى ساخته است كه علاوه بر همهء اينها ، مقتضيات فضيلت و مايهء برترى را تشخيص بدهد و به درستى بشناسد و روحيهء اشخاص را كاويده و به درون ضميرشان در آمده ، و ضمنا قدرتى نفسانى داشته باشد كه دستخوش تمايلات هوا خواهانه نگردد ، و عبد اللَّه بن عمر ، چون در آن زمان خردسال بوده از اين جمله خصال بهره نداشته است ، و همين روايتش ، خود بزرگترين گواه است بر فقدان آن ملكات فاضله . ابو غسان دورى مىگويد : نزد على بن جعد بودم . اين روايت عبد اللَّه بن عمر را در حضورش خواندند كه مىگويد در زمان پيامبر خدا ( ص ) ما
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى 6 / 74 + تاريخ طبرى 2 / 296 + عيون الاثر 2 / 706 + فتح البارى 7 / 232 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 19 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)