برترى افراد را بر يكديگر تعيين مىكرديم و مىگفتيم : بهترين فرد اين امت پس از پيامبر ( ص ) ابو بكر است و عمر و عثمان . و اين گفته به اطلاع پيامبر ( ص ) ميرسيد و تكذيب نمىنمود . على بن جعد گفت : اين پسرك را نگاه كنيد كه بلد نبود زنش را طلاق بدهد ، مىگويد : ما برترى افراد را بر يكديگر تعيين ميكرديم . . . ! ( 1 )
كسى كه عبد اللَّه بن عمر را شناخته و تاريخ سياه زندگيش را خوانده باشد ، ميداند كه نه تنها در عنفوان جوانى ، بلكه در سالخوردگى نيز سست رأى و خام و نابخرد و هواپرست بوده و از آن خصال - كه گفتيم لازمهء تشخيص و تميز شخصيتهاى امت است - بهره نداشته است . به زودى پاره اى از آراء و نظريات سخيف و نادرستش را به نظرتان خواهيم رساند .
بگذار عبد اللَّه بن عمر و امثالش - به خيال خود براى اصحاب و مولاى متقيان تعيين مقام و مرتبه نمايند و تنى چند را برگزيده بر ديگران ترجيح و مزيت نهند ، لكن « پروردگارت هر چه بخواهد مىآفريند و برمىگزيند ، و برگزيدن و ترجيح دادن حق آنان نيست ، و هيچ مرد و زن مؤمن هنگامى كه خدا و پيامبرش فرمانى صادر كردند حق برگزيدن و ترجيح دادن و اختيار كار خويش ندارند » ( 2 )
بگذار بخارى و پيروانش روايت باطل و بىاساس را « صحيح » بشمار آورند .
به ياوه هاشان گوش كن و از گستاخيشان در ياوه گوئى و نشر باطل مهراس . « هر گاه قانون ( حاكم بر طبيعت و جامعه ) از هواى دل و دلخواهشان پيروى مىكرد آسمانها و زمين و هر كه در آن است تباه ميگشت . ما برايت ، آيتى از جانب پروردگارت آورديم . و درود و ايمنى كسى راست كه مايهء هدايت را پيروى نمايد » ( 3 )
ابو عمر در كتاب « استيعاب » شرح حال على ( ع ) مىنويسد : حديث ابن عمر را كه مىگويد : « ما در زمان پيامبر خدا ( ص ) مىگفتيم : ابو بكر بعد عمر بعد عثمان . آنگاه سكوت مىكرديم » ابن معين نادرست و زشت خوانده و
هامش
( 1 ) - تاريخ الخطيب 11 / 363 .
( 2 ) - قصص 68 + احزاب 36 .
( 3 ) - آيات قرآن .