تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
يار پيامبر خدا بوده است » . اين نهايت تلاشى بود كه در پرداختن و ساختن فضيلت براى او نمودند ! ابن حجر مىنويسد : « اين - يعنى فضيلت يار غار پيامبر ( ص ) بودنش - بزرگترين فضيلتى بود كه به او شايستگى و حق خلافت پيامبر ( ص ) را بخشيد ، و به همين سبب عمر بن خطاب مىگفت : ابو بكر يار و مصاحب پيامبر خدا است يكى از دو تنى است كه در غار بودند ، بنابر اين او از همهء مسلمانان براى تصدى امورتان شايسته تر است » ( 1 ) كسى نيست از ابن حجر بپرسد مصاحبت دو روزهء ابو بكر در غار با پيامبر ( ص ) كه بصور گوناگون ممكن است مورد نظر قرار گيرد و در آن خيلى حرف هست ، مصاحبتى است كه به او هيچ دانائى و درايت و اطلاعى نداده ، حتى اين قدر كه بتواند يار و مصاحب خويش را - پيامبر ( ص ) را - وصف نمايد ! چنان كه وقتى تنى چند يهودى پيش او آمده گفتند : دوست و مصاحبت را براى ما وصف كن . گفت : جماعت يهود ! من در غار همراهش بودم چون اين دو انگشتم . و دوشادوشش از كوهسار حرا بالا رفتم . لكن سخن گفتن در بارهء حضرتش سخت است ! على بن ابيطالب اينجاست ! پس به خدمت على رفته گفتند : ابو الحسن ! پسر عمويت را براى ما وصف كن . و او به وصف حضرتش پرداخت . . . ( 2 ) چطور ابو بكر به استناد چنين مصاحبتى شايستهء جانشينى پيامبر ( ص ) گشت و سزاوارترين فرد به تصدى امور مسلمانان ؟ ! آن وقت على بن ابيطالب با مصاحبتى مديد كه از كودكى تا آخرين لحظهء حيات پيامبر ( ص ) ادامه داشت و مثل سايه به دنبالش بود و پيروش و در قرآن خودش شمرده شد و ولايتش با ولايت خدا و ولايت پيامبرش مقرون گشت و دوستيش مزد رسالت شناخته شد ، آرى چنين مصاحبتى شكوهمند ، مايهء استحقاق خلافت نگشت و صاحبش اولويت تصدى امور مسلمانان را نيافت . با اين كه خود پيامبر ( ص ) فرمود هر كه من مولاى اويم على مولاى او خواهد بود ؟ ! اين براستى چيز شگفتانگيز و حيرت آورى است !
هامش
( 1 ) - فتح البارى 13 / 178 . ( 2 ) - رياض النضرة 2 / 195 .