نمىدانم اتفاقى را كه در زمان پيامبر اكرم در ترجيح و تفوق ابو بكر و سپس عمر و عثمان بر ديگران بوده چطور اصحاب عادل و راسترو به محض وفات حضرتش از ياد بردهاند ؟ ! و چرا بر اين ترجيح و تفوق كه پيامبر اكرم مىشنيده و تكذيب نمىنموده همداستان نگشتهاند ؟ ! و بر سر اين كه چه كسى برترى داشته و سزاوار تصدى خلافت مىباشد اختلاف پيش آمده و كشمكش و زد و خورد و بد و بيراه گوئى و چيزى نمانده بوده كه در كشاكش آن اختلاف و نزاع ، برادر پيامبر ( ص ) به كشتن رود و جگر گوشه اش فاطمهء زهرا آن مصيبتها را كشيده و جرائمى صورت گرفته كه روزگار فراموشش نخواهد كرد ، و دفن پيامبر ( ص ) سه روز به تأخير افتاده و اصحاب چندان سرگرم و گرفتار گشتهاند كه جنازه اش را از ياد بردهاند و ابو بكر و عمر در دفنش شركت نكردهاند ( 1 ) ؟ ! چنان كه نووى در شرح « صحيح » مسلم مىگويد : « عذر ابو بكر و عمر و سائر اصحاب ( در عدم شركت در دفن پيامبر اكرم ص ) واضح بوده است ، زيرا ديدهاند اقدام به بيعت از بزرگترين مصالح مسلمانان است و ترسيدهاند اگر بيعت گيرى را به تأخير بيندازند اختلاف و نزاع و كشمكشى رخ بدهد و مفاسد سهمگينى ببار آيد . به همين جهت دفن پيامبر ( ص ) را به تأخير انداختهاند و پيمان بيعت را كه مهمترين كار بوده به انجام رساندهاند تا كشمكشى در مورد كفن و دفن پيامبر ( ص ) يا غسل و نمازش يا ديگر كارها بوجود نيايد . » ( 2 )
وانگهى اگر حقيقت چنان است كه عبد اللَّه بن عمر ادعا مىكند و مىپندارد پس چرا ابو بكر در سقيفه آن دو نفر - يعنى عمر و ابو عبيده - را بر خود مقدم مىداشت و ترجيح مىنهاد و مىگفت : با يكى از اين دو تا بيعت كنيد . يا مىگفت :
من حاضرم با يكى از اين دو تا بيعت كنيد ، بنابر اين با هر يك از آن دو مىخواهيد
هامش
( 1 ) - رك : جلد هفتم « غدير » .
( 2 ) - صحيح مسلم ، كتاب جهاد ، فصل فرمايش پيامبر ( ص ) : ميراث نمىگذاريم و هر چه بر جا نهيم صدقه ( و مال خزانهء عمومى ) است . آن هنگام كه على عليه السلام به ابو بكر فرمود : لكن تو به زيان ما خودسرانه به حكومت دست انداختى در حالى كه ما خود را به خاطر خويشاونديمان با رسول خدا ( ص ) ذيحق ميدانستيم .