ابو داود و طبرانى از ابن عمر چنين روايت كردهاند : « ما وقتى پيامبر خدا ( ص ) زنده بود اينطور مىگفتيم : برترين فرد امت پيامبر ( ص ) پس از وى ابو بكر است و بعد عمر و سپس عثمان . پيامبر خدا ( ص ) اين سخن را مىشنيد و تكذيبش نمىكرد » ( 1 )
ابن سليمان در « فضائل اصحاب » روايتى دارد از طريق سهيل بن ابى صالح از پدرش از عبد اللَّه بن عمر كه « ما ميگفتيم : هر گاه ابو بكر و عمر و عثمان بروند مردم برابر و همسان مىشوند . پيامبر ( ص ) اين را مىشنيد و تكذيب نمىكرد » ( 2 )
نوشته : « ما در زمان پيامبر ( ص ) مىگفتيم : ابو بكر و عمر و عثمان . يعنى به خلافت مىنشينند » يا بعبارت ترمذى : ما وقتى پيامبر خدا ( ص ) زنده بود مىگفتيم . . . » ( 3 ) يا چنان كه بخارى در تاريخش نوشته : « ما در زمان پيامبر ( ص ) مىپرسيديم چه كسى پس از پيامبر ( ص ) عهده دار اين كار ( حكومت ) خواهد شد . مىگفتند : ابو بكر ، بعد عمر ، سپس عثمان . آنگاه سكوت مىكرديم » ( 4 )
اين روايت را آن جماعت پايه اى ساختهاند براى به كرسى نشاندن آنچه انتخابات مىنامند و حاكميت ابو بكر و عمر و عثمان را از طريقش انجام يافته مىدانند . متكلمان آن جماعت ، در بحث امامت به همين روايت استناد و استدلال مىكنند ، و بدنبال ايشان علماى حديث به آن اهتمامى عجيب مىنمايند و در ثبت آن دم از تصويب و صحت و اهميت مىزنند و بس مىبالند و شادى مىنمايند ، خيلى از آنها چون بدين روايت رسيدهاند ، در شرحش پر گفته و در مجالش تاختهاند . آنچه را « خلافت راشده » مىنامند بر شالودهء همين روايت نهاده است ، و در صحت و مشروعيت بيعت سقيفه - كه تاريخ اسلام را به نكبتش آلوده و مسلمانان را پراكنده و روابط دينيشان را گسسته و مصيبتها بر سرشان تا به امروز در آورده است - به همين اشاره مىنمايند ( 5 ) . به
هامش
( 1 ) - فتح البارى 7 / 13 + طرح التثريب 1 / 82 ، و افزودهء طبرانى را ذكر كرده است .
( 2 ) - فتح البارى 7 / 13 .
( 3 ) - تاريخ ابن كثير 7 / 205 .
( 4 ) - صحيح ترمذى 13 / 161 .
( 5 ) - تاريخ بخارى 1 - 1 / 49 .