مىگويد : كسى نيست . نسائى مىگويد : متروك الحديث است . و در جاى ديگر مىگويد : نه مورد اعتماد است و نه امين . ابن نمير مىگويد : متروك الحديث است . دارقطنى مىگويد : « ضعيف » است . حاكم ابو احمد مىگويد : به نزد اساتيد حديث ، « قوى » شمرده نمىشود . ساجى مىگويد : زشت روايت است . ابو نعيم اصفهانى مىگويد : واقعا « ضعيف » است و بىاعتبار ( 1 ) .
27 - بخارى روايتى ثبت كرده است از اسحاق بن ابراهيم از عمرو بن حارث زبيدى از ابن سالم از زبيدى مىگويد : حميد بن عبد اللَّه از عبد الرحمن بن ابى عوف از ابن عبد ربه از عاصم بن حميد نقل كرده كه ابوذر مىگفت : « در يكى از بوستانهاى مدينه در پى پيامبر ( ص ) مىگشتم تا او را زير درخت خرمائى نشسته يافتم . به من سلام كرد و پرسيد : چرا آمدى ؟ گفتم : به خدمت پيامبر ( ص ) آمدم . به او دستور داد بنشيند ، و فرمود : مردى صالح نزدمان خواهد آمد . آنگاه ابو بكر سلام كرد . سپس فرمود : بايد مردى صالح بيايد ، بناگاه عمر سلام كرد . و فرمود : بايد مردى صالح در رسد ، بناگاه عثمان بن عفان فرا رسيد ، سپس على آمد و سلام كرد و او جوابش را مثل آنها داد . همراه پيامبر ( ص ) ريگهائى بود كه در دستش تسبيح گفتند و آنگاه آنها را به ابو بكر داد تا در دست وى تسبيح گفتند سپس در دست عمر تسبيح گفتند و بعد در دست عثمان تسبيح گفتند . » ( 2 )
رجال سندش :
الف - اسحاق بن ابراهيم حمصى - معروف به ابن زبريق :
نسائى مىگويد : « ثقه » و مورد اعتماد نيست . محمد بن عون مىگويد : شك ندارم كه اسحاق بن زبريق دروغ مىگويد ( 3 ) .
ب - عمرو بن حارث حمصى :
ذهبى مىگويد : عادل بودنش معلوم نيست ( 4 ) .
هامش
( 1 ) - تهذيب التهذيب 6 / 48 .
( 2 ) - تاريخ الكبير 4 - 2 / 442 .
( 3 ) - تهذيب التهذيب 1 / 216 .
( 4 ) - تهذيب التهذيب 8 / 14 .