بارهء او هست . ( 1 )
ب - مأمون بن احمد سلمى هروى :
جويبارى از او روايت كرده است . ابن حبان در بارهء او مىگويد : دجال است . هم او مىگويد : از او پرسيدم چه وقت وارد شام شدى ؟ گفت : سال دويست و پنجاه به او گفتم : اين هشامى كه تو از او روايت مىكنى در سال دويست و چهل و پنج مرده است ! گفت : اين هشام بن عمار ديگرى است ! از جمله رواياتى كه از زبان راويان « ثقه » جعل كرده اين است . . . ( روايتى را ذكر مىكند ) . اين را ذكر كردم تا دروغگوئى وى معلوم باشد ، زيرا جوانانى در خراسان از وى حديث آموخته و نوشتهاند . ابو نعيم مىگويد : پليدى روايتساز است كه از زبان راويان « ثقه » و مورد اعتمادى چون هشام و دحيم چيزهاى جعلى نقل مىكند و چون او كسى سزاوار اين است كه خدا و پيامبرش و مسلمانان لعنتش كنند . حاكم در مقدمهء كتابش پس از ذكر روايتى از وى مىگويد : چنين احاديثى را هر كه خدا ذرهاى فهم به او داده باشد مىفهمد كه جعلى است و از زبان پيامبر ( ص ) ساختهاند . ذهبى مىگويد :
جنايتها كرده است و رسوائىها بار آورده ( 2 ) .
ج - احمد بن سعد عبادى :
نمىشناسمش و نه در كتابها و فرهنگ رجال حديث ذكرى از او مىيابم .
د - عبد الاعلى بن مسافر ( كه درست : « ابن ابى المساور » است ) زهرى - ابو مسعود جرار كوفى مقيم مدائن .
ابن معين مىگويد : بىارزش است . ابراهيم بر گفتهء وى مىافزايد كه دروغسازى است . از ابن معين همچنين نقل شده كه مىگويد : مورد اعتماد نيست .
و از على بن مدينى كه « ضعيف » است و بىاعتبار . ابن عمار موصلى مىگويد : ضعيف است و حجت نيست . ابو زرعه مىگويد : جدا ضعيف است . ابو حاتم مىگويد :
سست روايت است و شبه متروك . بخارى مىگويد : زشت روايت است . ابو داود
هامش
( 1 ) - ميزان الاعتدال 1 / 50 + لسان الميزان 1 / 193 + اللئالى المصنوعه 1 / 21 - الغدير 5 .
( 2 ) - ميزان الاعتدال 3 / 4 + لسان الميزان 5 / 7 .