گذاشت خاموش گشتند . آنگاه آنها را برگرفته در كف عمر نهاد و تسبيح گفتند كه آواشان را كه به همهمهء زنبور عسل مىمانست بشنيدم . آنها را بگذاشت خاموش شدند . بعد آنها را برگرفته در كف عثمان نهاد و تسبيح گفتند تا صدائى از آنها چون همهمهء زنبور عسل بشنيدم . آنها را بگذاشت خاموش گشتند در اين هنگام پيامبر ( ص ) فرمود : اين خلافت پيامبر است . » ( 1 )
در اين سند علاوه بر افراد مجهول و ضعيف و كسى كه عقلش دستخوش تشويش و اختلال گشته ( 2 ) و از وى - چنان كه در تهذيب التهذيب آمده ( 3 ) - در همين دورهء اختلال عقلش روايت شده است كسى وجود دارد به نام محمد بن يونس كديمى كه شرح حالش را در جلد نهم بررسى كرديم و ديديم دروغسازى جاعل است از خانواده اى مشهور به دروغ ، كسى كه از زبان پيامبر ( ص ) و از زبان علما دروغ مىساخته است و شايد بيش از هزار حديث از زبان راويان « ثقه » جعل كرده باشد .
بخوانيد و به حيرت درآئيد از خلافتى كه با چنين ياوههاى رسوائى تحكيم و برپا شده است . حيرت آورتر از آن كار حافظان حديث آن جماعت است كه اين را در تأليفاتشان ثبت كرده و به آن استناد نمودهاند بىآنكه كلمه اى از سستى سند و بطلانش به زبان آورند و در عين اين كه مىدانستهاند چه عيبناكىها در آن است . « پروردگارت قطعا مىداند كه چه در دل مىپرورند و چه اظهار مىدارند . »
از چيزهاى عجيبى كه در اين روايت جعلى يا مجعولاتى نظير آن كه در فضائل و مناقب حكام سه گانه يا چهار گانه ساختهاند ، ترتيب دقيق و ثابتى است كه در ذكر نام و تنظيم مقامشان رعايت شده است و مو نمىزند و اندك تغييرى نمىيابد . همواره و بدون استثنا نخست نام ابو بكر مىآيد و بعد نام عمر و سوم نام عثمان و چهارم - اگر چهارمى داشته باشد - نام على ( ع ) . پناه بر خدا ! پندارى با هم تبانى داشتهاند كه چنين ترتيب دهند و در صف ترتيبى آنان هيچيك
هامش
( 1 ) - تاريخ ابن كثير 6 / 132 + خصائص الكبرى 2 / 74 .
( 2 ) - او قريش بن انس است كه شرح حالش در « تهذيب التهذيب » ابن حجر آمده است .
( 3 ) . 8 / 375 .