اين روايتى زشت و نادرست است . ( 1 )
متن روايت چنان كه ملاحظه مىكنيد متينترين شاهد بر بطلان و نادرستى آن است ، و بيان كنندهء نظريهء پسر عمر است و بس همان نظريه اى كه - چنان كه در بررسى چهارمين روايت گذشت - بر خلاف قرآن و سنت است و بايد بر ديوار زدش .
19 - ابن عساكر روايتى ثبت كرده است از طريق ابراهيم بن محمد بن احمد قرميسينى از انس بن مالك كه به پيامبر ( ص ) مىرساند : « هر كه دوست مىدارد ابراهيم را در مقام خليلى آن بنگرد بايد به ابو بكر در حال ملايمتش بنگرد ، و هر كه خوشدارد به نوح در حال شدتش بنگرد بايد به عمر بن خطاب با شجاعتش بنگرد و هر كه مايل است رفعت ادريس را دريابد به مهربانى عثمان بنگرد و هر كه دوست مىدارد به سختكوشى يحيى بن زكريا بنگرد به پاكى على بن ابيطالب بنگرد » ( 2 )
ابن عساكر مىگويد : اين روايت يكباره غير عادى و استثنائى است و در سندش نام عده اى هست كه وضعشان مجهول و حالشان نامعلوم است و قابل اطمينان نيستند و به جعلى و ساختگى بودن نزديكتر از سستى و بىپايگى است .
ابن بدران كه عهده دار به اصطلاح تهذيب تاريخ ابن عساكر گشته سند اين روايت را حذف كرده است و سندش چنان كه در لسان الميزان آمده ( 3 ) چنين است :
قرميسينى از عمر بن على بن سعيد از يونس از محمد بن قاسم از ابى يعلى از محمد بن به كار از ابن ابى ثابت بنانى از انس .
عقبه مىگويد : اين سند روايت عمر است و در سندش بيش از يك مجهول و ناشناس قرار دارد . ذهبى مىگويد : سندى تاريك است با خبرى كه به صحت نپيوسته است ! ( 4 )
20 - از عمر بن عبد المجيد ميانشى از مسلمه از ابو سعد محمد بن سعيد ريحانى - كه يكصد و بيست سال زيسته است - مىگويد : ابو سالم عبد اللَّه بن سالم - كه
هامش
( 1 ) . 1 / 302 .
( 2 ) - تاريخ شام 2 / 251 .
( 3 ) . 4 / 317 .
( 4 ) - ميزان الاعتدال 2 / 266 .