و در همين گفته مىافزايد : « و ابو بكر و عمر نسبت به من ، همان منزلتى را دارند كه هارون با موسى داشت . »
اين را همچنين از طريق ابن جرير طبرى از بشير بن دحيه از قزعة بن سويد ثبت كرده است ( 1 ) .
در سند روايت ، نام عمار مستملى دلال وجود دارد . ابو ضريس مىگويد :
از ابن مدينى در بارهء او پرسيدم ، از او خشنود نبود . و ابن عدى مىگويد : عموم رواياتش غير محفوظ است . و نيز مىگويد : روايت مىدزدد . عقيلى مىگويد :
موسى بن هارون به من گفت : عمار ابو ياسر رواياتش متروك و مطرود است .
خطيب بغدادى مىگويد : ابو حاتم از او حديث شنيده ، اما از قول او روايت نكرده است . و مىگويد : رواياتش متروك و مطرود است . ابن حبان مىگويد :
گاهى خطا كرده است ( 2 ) .
همچنين نام قزعه - ابو محمد بصرى - هست . احمد حنبل مىگويد :
رواياتش مشوش است . و نيز مىگويد : شبه متروك است . ابو حاتم مىگويد :
چنان « قوى » نيست ، مقامش راستگوئى است ، اما استوار نيست ، رواياتش نوشتنى است ، اما به آن نبايد استناد كرد . بخارى مىگويد : چنان « قوى » نيست . آجرى مىگويد : از ابو داود در بارهء قزعه پرسيدم گفت : ضعيف است . به عباس عنبرى نامه نوشته در بارهء وى پرسيدم به من نوشت : او ضعيف است . نسائى مىگويد :
ضعيف است . ابن حبان مىگويد : بسيار خطا مىكرده و توهمات فاحش به او دست داده است ، و چون اين خطاها و توهمات در نقل روايتش بسيار گشته ديگر رواياتش قابل استدلال نمانده است . بزار مىگويد : « قوى » نيست . عجلى مىگويد : در او ضعف و سستى هست ( 3 ) .
در سند طبرى ، بشر بن دحيه وجود دارد كه ذهبى او را ضعيف شمرده است و پس از روايت اين حديث از او مىگويد : اين ، دروغ است ، و « بشر » كيست ؟ !
هامش
( 1 ) - ميزان الاعتدال 2 / 245 + لسان الميزان 2 / 23 .
( 2 ) - ميزان الاعتدال 2 / 245 + تهذيب التهذيب 7 / 407 .
( 3 ) - ميزان الاعتدال 2 / 347 .