ضعيف و سست است . ( 1 ) آثار ساختگى بودن در اين روايت مشهود است و از نظر نبايد پنهان بماند .
اين درنده از كجا خلفا را شناخت كه دو بار نامشان برد و به آنان به ترتيب روى كار آمدنشان سلام رسانيد ، گوئى پاره اى از علم غيب نصيب درندگان گشته تا جانشينان پيامبر ( ص ) را پيش از آنكه به خلافت برسند شناخته است و نيز جمعى از اصحاب را كه چندان معروفيتى نداشتهاند و در عين حال از حال جمعى كه در منتهاى عظمت و داراى مقامى بلند بودهاند غافل و بىخبر مانده تا نامشان را از شمار آنان كه مورد سلام و پيام قرار گرفتهاند كاسته است تا رسيده به طبقه اى از آزاد شدگانى كه به مرتبهء همنشينى و شاگردى پيامبر ( ص ) نائل گشتهاند .
آيا رشحات عالم غيب چنين است ؟ ! يا درندگان چنين رويهء نامربوط و بىتعقلى دارند ؟ يا اين همه دستاورد جنايتكارانى است كه براى افراد مورد علاقهء خويش فضيلت مىتراشند ؟ !
18 - ابن عساكر روايتى ثبت كرده است از طريق احمد بن محمد انصارى جبيلى ( 2 ) از پسر عمر . مىگويد : « پيامبر خدا ( ص ) فرمود : به هنگام رستاخيز منادىيى از درون عرش بانگ بر مىدارد كه هر كس حقى بعهدهء خدا دارد بيايد . پرسيديم :
پيامبر خدا ! چه كسى حقى بر عهدهء خدا دارد ؟ فرمود : هر كه ابو بكر و عمر و عثمان را دوست بدارد و هر كه هيچكس را بر ايشان برتر نداند . » ( 3 )
ابن عساكر مىگويد : اين حديث ، واقعا عجيب و بيگانه است . و مسؤوليت آن بر عهدهء احمد بن محمد جبيلى است . شرح حال انصارى را - كه نامش در سند روايت آمده - ذهبى در « ميزان الاعتدال » ( 4 ) آورده مىگويد : مورد اعتماد نيست ابن حبان و ديگران او را سست خواندهاند . ابن حجر در « لسان الميزان » مىگويد :
هامش
( 1 ) - رك : تاريخ ابن عساكر 4 / 236 و 5 / 183 و 184 .
( 2 ) - در لسان الميزان « حنبلى » آمده است .
( 3 ) - تاريخ ابن عساكر 2 / 85 .
( 4 ) . 1 / 73 .