است . ابن معين ميگويد : كسى نيست . ساجى و ابن جارود و عقيلى او را در رديف راويان « ضعيف » آوردهاند . ابن عدى مىگويد : در رواياتش پرتو حقيقت نيست ، و او « ضعيف » و غير قابل اعتماد است و از جمعى از راويان ضعيف روايت مىكند و سستى روايتش هويدا است .
ابن حجر در شرح حال او پس از ذكر روايتش مىگويد : بشير بن زاذان را در مورد اين روايت نمىتوان پيروى كرد و اين روايت جز از زبان وى عرضه نگشته است . ابن جوزى چون روايتى از او در فضائل اصحاب ذكر مىكند مىگويد : به نظر من او متهم است ( به جعل حديث و دروغسازى ) ، زيرا يا اين روايت از ساختههاى او است يا از تدليس او در نقل از راويان ضعيف . ابن حبان مىگويد : سستى و توهم بر رواياتش چندان چيره گشته كه استناد به رواياتش را ناصواب گردانيده است ( 1 )
ب - عمر بن صبح - ابو نعيم خراسانى :
ابن راهويه مىگويد : سه تن از خراسان برخاستند كه در بدعت و دروغسازى در دنيا نظير ندارند : جهم بن صفوان ، عمر بن صبح ، مقاتل بن سليمان . بخارى مىنويسد : يحيى يشكرى از على بن جرير برايم روايت كرد كه از عمر بن صبح شنيدم كه مىگفت : من نطق پيامبر ( ص ) را جعل كردم . ( 2 ) ابو حاتم و ابن عدى مىگويند : او زشت روايت است . ابن حبان مىگويد : از زبان اشخاص مورد اعتماد و « ثقه » حديث جعل مىكند ، و كتابهاى روايتش جز براى تعجب و شگفتى روا نيست ( كه تدريس يا نشر و آموخته شود ) . ازدى مىگويد : دروغسازى است . دارقطنى مىگويد : متروك است . ابن عدى مىگويد : بيشتر آنچه نقل مىكند غير محفوظ است چه به لحاظ متن آن و چه از حيث سندش . نسائى مىگويد :
مورد اعتماد نيست . عقيلى مىگويد : روايتش استوار است و معروفيتى در نقل ندارد .
ابو نعيم مىگويد : چيزهاى جعلى از زبان قتاده و مقاتل ساخته است . ( 3 )
هامش
( 1 ) - ميزان الاعتدال 1 / 152 + لسان الميزان 2 / 37 .
( 2 ) - تاريخ الاوسط . بخارى .
( 3 ) - ميزان الاعتدال 2 / 263 + تهذيب التهذيب 7 / 463 .