گذشت و بخشيدش . در بارهء حضور نداشتنش در جنگ « بدر » ، چون همسرش كه دختر پيامبر خدا ( ص ) بود مريض شد و پيامبر ( ص ) به او فرمود : تو پاداش يك شركت كننده در جنگ « بدر » را خواهى داشت يا سهم او را . در بارهء عدم حضورش در بيعت « رضوان » ، اگر در نظر قبائل مكه كسى بيش از عثمان عزت و احترام مىداشت او را مىفرستاد ، ولى پيامبر خدا ( ص ) عثمان را فرستاد ، و بيعت « رضوان » پس از رفتن او به مكه صورت گرفت ، و به همين جهت پيامبر ( ص ) دست خويش بر هم نهاده گفت : اين هم براى عثمان . حالا كه اين مطالب را فهميدى برو . » ( 1 ) اين را بخارى هم ثبت كرده است . ( 2 )
در روايت « مرسلى » از قول مهلب بن عبد اللَّه ، چنين آمده است : « مردى كه على را مىستود ، و عثمان را مذمت مىكرد ، نزد سالم پسر عبد اللَّه بن عمر آمده از او پرسيد : آيا به من نمىگوئى كه عثمان در هر دو بيعت » رضوان « و » فتح « حضور داشت يا نه ؟ سالم گفت : نه . آن مرد تكبير گفت و برخاسته جامه اش را تكان داد و به راه افتاد . چون بيرون رفت همنشينان سالم به او گفتند : به خدا فكر نمىكنيم از وضع اين مرد مطلع باشى . گفت : آرى ، مگر چيست ؟ گفتند : او از كسانى است كه على را مىستايند و عثمان را مذمت مىنمايند . گفت : او را بياوريد . وقتى بيامد به او گفت : اى بندهء صالح خدا ! از من پرسيدى : آيا عثمان در دو بيعت » رضوان « و » فتح « شركت داشت ؟ گفتم : نه آنگاه تكبير گفته نكوهش كنان برفتى نكند تو از ستايشگران على و بدگويان عثمان باشى ؟
گفت : آرى ، به خدا من از آنها هستم .
گفت : سخنم را بشنو آنگاه جوابم را بده . پيامبر خدا ( ص ) وقتى زير درخت با مردم بيعت كرد ، عثمان را قبلا همراه يك دسته رزمنده فرستاده بود ، و او در پى كار خدا و كار پيامبرش و كار مؤمنان بود ، و پيامبر خدا ( ص ) گفت : دست راستم دست من است و دست چپم دست عثمان ، و دست چپش را بر دست راستش نهاده گفت : اين دست عثمان است و من با او بيعت كردم . حال عثمان در بيعت
هامش
( 1 ) مسند احمد 2 / 101 .
( 2 ) صحيح بخارى 6 / 122 .