تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
از ميان رجال سند اين روايت افسانه وار جز سعيد المقبرى كسى را نشناختم و او سعيد بن ابى سعيد ابو سعد مدنى است . مقبرى منسوب به مقبره اى است در مدينه ، زيرا وى مجاور آن مقبره بوده است . يعقوب بن شيبه و واقدى و ابن حنان ميگويند : وى چهار سال پيش از مرگش تغيير حال داده و فرتوت گشته و حواسش پرت شده است . ( 1 ) متن اين روايت بهترين شاهد اختلال حواس وى است . چه مسلم است نخستين كسى كه در آن واقعه تيراندازى كرد يكى از رفقاى عثمان بوده كه نيار بن عياض اسلمى را - كه پيرى سالخورده بوده است - به تير زده و كشته است . اين مطلب را قبلا آورديم و ديديم كه ابو حفصه - آزاد شدهء مروان - بوده كه جنگ را آغاز كرده و نيار اسلمى را به تير زده است . ضمنا ابو هريره را ميشناسيد و ميدانيد تا چه اندازه در نقل و حفظ وديعه‌هاى گرانبهاى دين و دانش امين و درستكار است و راستگوئيش تا چه حد است ، و در صورتى كه او را نميشناسيد لازم است به كتاب « ابو هريره » اثر گرانقدر سرورمان حضرت شرف الدين عاملى مراجعه كنيد . شايد علت اين كه ابو هريره از پيوستن به صفوف مجاهدانى كه زير پرچم امام امير المؤمنين على عليه السلام به نبردهاى خونين در راه اسلام برخاستند خوددارى كرده و به يارى آن حضرت برنخاست اين بوده كه نميدانسته شمشيرش كجاست ! از قول اشعب بن حنين - آزاد شدهء عثمان - نيز اين سخن را روايت كرده‌اند كه « من با عثمان و در خانه اش بودم . وقتى به محاصره افتاد بردگانش شمشير كشيدند . عثمان به آنان گفت : هر كه شمشيرش را به نيام درآرد آزاد خواهد بود . تا اين سخن را شنيدم پيش از ديگران شمشيرم را غلاف كردم ، و در نتيجه آزاد گشتم . » ذهبى مينويسد : اين روايت باطل و بىاساس است ، زيرا صحابى بودن اشعب را لازم ميآورد ، در صورتى كه چنين نيست و او صحابى نبوده است . » ( 2 )
هامش
( 1 ) رجوع كنيد به : تهذيب التهذيب 4 / 38 . ( 2 ) لسان الميزان 4 / 129 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 87 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)