تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
« من شاهد كشته شدن عثمان بودم ، و در حالى از خانه اش بيرون آمدم كه چهار جوان قرشى را در حالى كه خون آلود بودند و در دفاع از عثمان شركت داشتند پيشاپيشم به بيرون حمل ميكردند و عبارت بودند از حسن بن على و عبد اللَّه بن زبير و محمد بن حاطب و مروان . ( محمد بن طلحه ) ميگويد از او ( يعنى كنانه ) پرسيدم آيا دربارهء محمد بن ابى بكر اطلاعى دارى كه چه كرد ؟ گفت : پناه بر خدا ! به اطاق عثمان وارد شد و عثمان به او گفت : عمو جان ! تو قاتل من نيستى . و سخنهائى با او گفت كه بر اثر آن از اطاق بيرون رفت . » ( 1 ) در سند اين روايت تاريخى نام « كنانه » هست كه « ازدى » وى را در شمار راويان ضعيف آورده است و ميگويد سند روايتى كه او بياورد استوار نخواهد بود . و ترمذى ميگويد : سندش قابل اعتنا نيست . و نيز گويد : سندش شناخته نيست . » ( 2 ) « بخارى » در تاريخش روايتى از قول كنانه - آزاد شدهء صفيه - آورده است كه ميگويد : « من عنان قاطرى را كه صفيه بر آن سوار بود بدست داشتم و ميبردمش تا از عثمان دفاع كند . مالك اشتر او را ديد و بر صورت قاطر زده آن را رمانيد ، و بر اثر آن صفيه گفت : مرا برگردانيد تا اين سگ آبروى مرا نبرد . من جزو كسانى بودم كه حسن ( بن على ) را پس از مجروح شدن حمل ميكردند ، و قاتل عثمان را ديدم و او از اهالى مصر بود و نامش جبله . سعيد مقبرى از ابو هريره نقل مىكند كه من با عثمان در خانه اش در محاصره بودم . يكى از ما را به تير زدند . به امير المؤمنين ( عثمان ) گفتم : اكنون زد و خورد نيكو و جايز است زيرا يكتن از ما را كشته‌اند . گفت : تو را اى ابو هريره ملزم ميسازم كه شمشيرت را بيكسو افكنى زيرا مقصودشان جان من است و امروز با جان خويش از مؤمنان دفاع خواهم كرد . ابو هريره ميگويد : من شمشيرم را به كنارى انداختم و نميدانم الآن كجاست . » ( 3 )
هامش
( 1 ) استيعاب 2 / 478 - تهذيب التهذيب 7 / 141 - تاريخ الخميس 2 / 264 . ( 2 ) تهذيب التهذيب 8 / 450 . ( 3 ) تاريخ بخارى 4 - 1 / 237 - استيعاب 2 / 478 - تهذيب التهذيب 7 / 142 - تاريخ الخميس 2 / 263 .