تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
نميشد . على گفت : اگر مروان را تحويل شما داده بود او را پيش از محاكمه ميكشتيد ، على به خانه رفت ، و مردم همگى بحضورش رفتند تا با او بيعت كنند . به آنان گفت : اين كار به شما نميرسد . و در حقيقت وظيفه ( و حق ) مجاهدان بدر است و هر كه ايشان بپسندند خليفه خواهد بود . پس همهء مجاهدان بدر بدون استثنا گفتند كه ما هيچكس را از تو شايسته تر نمىبينيم . على چون وضع را چنين ديد به مسجد رفته به منبر برآمد ، و نخستين كسى كه از منبر بالا رفته با او بيعت كرد طلحه بود و و زبير و سعد ( بن ابى وقاص ) و اصحاب محمد ( ص ) . مروان را احضار كرد اما او گريخت . عده اى از اولاد مروان و خانوادهء ابى معيط احضار شدند اما گريختند . » ( 1 ) مسعودى اين روايت تاريخى را به اين عبارت آورده است : « على چون مطلع شد كه آنان در پى قتل عثمانند حسن و حسين و مستخدمانش را به حال مسلح به پاسدارى و حمايت عثمان به درب خانه اش فرستاد و دستور داد نگذارند دست كسى به او برسد . زبير نيز پسرش عبد اللَّه را فرستاد و طلحه فرزندش محمد را و بيشتر صحابى زادگان از طرف پدرشان به پيروى از آنان كه نام برديم دستور يافتند از خانهء عثمان در برابر مهاجمان پاسدارى نمايند . آنگاه اينان مورد تيراندازى قرار گرفتند و طرفين درگير شدند . حسن ( بن على ) مجروح گشت و قنبر سرش شكست و محمد بن طلحه زخم برداشت . مردم ترسيدند بنى هاشم و بنى اميه به انتقام برخيزند . به همين جهت آنجماعت را گذاشتند تا سرگرم جنگ بر در خانه باشند و خود رفته از ديوار خانهء يكى از انصار بدرون خانهء عثمان وارد شدند . از جمله كسانى كه خود را به عثمان رساندند محمد بن ابى بكر بود و دو تن ديگر . و در حالى به عثمان رسيدند كه همسرش با وى بود و خويشاوندان و نوكرانش سرگرم جنگ و كشمكش . محمد بن ابى بكر ريش عثمان را گرفت . عثمان گفت : محمد ! به خدا اگر پدرت ترا به اين حال ميديد سخت ناراحت ميگشت . محمد بر اثر اين سخن دست بداشت و از خانه بيرون رفت . دو تن ديگر وارد اطاق شدند و او را
هامش
( 1 ) رياض النضرة 2 / 125 - تاريخ الخلفاء ، سيوطى 108 بنقل از تاريخ ابن عساكر - تاريخ الخميس 2 / 261 و 262 بنقل از رياض النصرة .