ميگويد : ادريس بن عبد الكريم حداد ميگفت : خلف بن هشام ( بزار ) با تاويل ( آيات قرآن ) شراب مينوشيد . روزى خواهرزاده اش در حضورش سورهء انفال را ميخواند .
خواند تا رسيد به آيهء « . . . تا خدا پليد را از پاكيزه متمايز و جدا سازد . . . » آنگاه رو به خلف كرده پرسيد : دائىجان ! اگر خدا پليدها را از پاكيزهها متمايز و جدا سازد شراب در رديف كداميك قرار خواهد گرفت ؟ ! خلف سر خويش پائين انداخت و مدتى سر افكنده ماند ، سپس جوابداد : در رديف پليديها ! خواهرزاده اش پرسيد :
آيا راضى ميشوى كه در شمار مرتكبان پليدى باشى ؟ ! گفت : عزيزم ! به خانه برو و هر چه را در آن است بر خاك بريز . و ترك ميگسارى گفت . آنگاه خدا روزه را پيش آورد و او روزگار به روزه دارى گذرانيد تا بمرد . ( 1 )
اگر خواب و توهم راست درميآمد اين تبرئه هم درست مينمود ، و كاش چنين ميبود . اگر تبرئه وى معقول ميبود و حقيقت ميداشت بهتر از عقيده و اظهار امام احمد حنبل بود كه گفته است : چه شراب بخورد و چه نخورد « ثقه » و امين و درستكار است ! زيرا اين عقيده و اظهارى است كه نه دليل و برهانى در اثبات آن هست و نه با شرع و عقل و منطق سازگار است ، و خداوند ميفرمايد : اى كسانى كه ايمان آورديد ! هرگاه بد كارى برايتان خبرى آورد درباره اش بررسى و تحقيق كنيد . . . ( 2 )
لكن داستانى كه خطيب بغدادى براى تبرئه و پاك نمودن دامن خلف بزار نقل كرده قابل اعتبار نيست ، زيرا سند روايتش به علت وجود « محمد بن حسن نقاش » باطل و سست است و وى را طلحة بن محمد دروغگو خوانده است و دارقطنى پوچ و ابو بكر او را متهم به « تدليس » نموده است و برقانى گفته : همهء رواياتش زشت و ناشناخته است و در حضورش از تفسير او ياد كردهاند گفته : در آن هيچ حديث صحيحى وجود ندارد .
هامش
( 1 ) تاريخ بغداد .
( 2 ) حجرات 6 .