تكيه دادم و روى به قبله داشتم . در اين هنگام پيامبر ( ص ) فرا رسيد در حالى كه چهره اش چون ماه شب چهارده ميدرخشيد و گردنش چون تنگ سيمين كه دو دستهء زرين بر آن باشد ، و بر تنش دو برد از نوع يمنى كه يكى را پيراهنوار پوشيده بود و ديگرى را بر اندام آويخته . در اينحال آمده در برابرم قرار يافت . خواستم خوشامد بگويم پيشدستى كرده سلام و خوشامد گفت . دوست داشتم دندان پيشين شكسته اش را ببينم ، لبخندى زد و به دندانش نگريستم و گفتم : اى پيامبر خدا ! فقيهان و دانشمندان با من رفت و آمد دارند و من تعدادى اصول از سنت دارم كه ميخواهم بر تو عرضه بدارم . فرمود : عرضه بدار .
گفتم : رضا به قضاى الهى . تسليم بودن به امر خدا . صبر كردن بر حكم خدا .
دست آويختن به آنچه خدا فرمان داده است . بر حذر داشتن از آنچه خدا از آن برحذر داشته است . پاك ساختن بوسيله كار براى خدا . ايمان به اين كه مقدرات الهى چه خير باشد و چه شر از جانب خدا است . در مسائل دينى ترك ريا و جدال و دشمنى كردن .
مسح كشيدن بر پا پوش . جهاد عليه اهل قبله ( مسلمانان ) . نماز بر مسلمان مرده مستحب است . ايمان كم و زياد شدنى است . اعتقاد داشتن و عمل كردن . قرآن كلام خدا است .
شكيبائى و مقاومت زير پرچم قدرت حاكمه در مواردى كه بر طريق دين است يا از آن منحرف . قيام مسلحانه عليه حاكم گرچه از رويهء اسلامى منحرف گشته باشد روا نيست . موحدانى كه نه به بهشت درميآيند و نه به دوزخ . هيچ موحدى را گرچه گناهان بزرگ مرتكب گشته باشد نميتوان كافر شمرد . دست از اصحاب محمد ( ص ) باز داشتن . - چون رسيدم به دست از اصحاب محمد ( ص ) بازداشتن ، بناى گريستن را گذاشت تا بانگ گريه اش برخاست - برترين فرد مردم پس از پيامبر خدا ( ص ) ابو بكر است بعد عمر بعد عثمان و سپس على . محمد بن عكاشه ميگويد : وقتى نام على را مىبردم در دل ميگفتم : پسر عمو و داماد او است . پيامبر ( ص ) لبخندى زد پنداشتى ميداند كه در دل چه ميانديشم . سه شب پياپى اين اصول را بر حضرتش عرضه ميداشتم
الغدير ( فارسي ) — صفحة 305
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٠٥